به جای مردم‌داری مهربان باشید نهاد اجتماعی طلیعه

به جای مردم‌داری، مهربان باشید!

475 بار مشاهده شده

بسیاری از مردم فکر می‌کنند باید در برخورد با دیگران خوب و مردم‌دار باشند و نمی‌توانند از نیازشان به مردم‌داری بگذرند٬ یا تفاوت این رفتار با «مهربان‌بودن» را درک کنند. حال آن که درک تفاوت بین مردم‌داری و مهربانی مهم است، از این روی که این دو رویکرد باعث نتایج مختلفی در زندگی شخصی و حرفه‌یی افراد می‌شوند.

برای بهتر فهمیدن تفاوت بین فرد مردم‌دار و فرد مهربان، می‌توانیم به انگیزه‌های مولد هر یک از این دو رفتار بپردازیم:

فرد مردم‌دار برای رفتارش به عوامل بیرون از خود وابسته است: او به تایید و اعتبار گرفتن از دیگران نیازمند است. او تشنه‌ی تایید گرفتن و نگران ردشدن و پذیرفته‌نشدن است.

لیکن فرد مهربان برای رفتارش انگیزه‌ی درونی دارد. او اعتماد به نفس خوبی دارد و به دنبال تاییدگرفتن نیست. او کمتر نگران افکار مردم درباره‌ی خودش و بیشتر نگران انجام‌دادن کار درست است. دلسوزی او ریشه در عزت نفس فراوان دارد، نه در نیاز به خوشنودکردن دیگران.

فرد مهربان برای خودش و دیگران به یک اندازه احترام قایل است. او به صورت طبیعی یاری‌رسان و سخاوتمند است، مگر آن که کمک کردن به دیگران سبب آسیب به خودش شود. او زندگی متعادلی دارد: نسبت به دیگران همان اندازه مهربان است که نسبت به خود. او بی آن که به خود صدمه بزند، نقش مثبتی در خانواده، محل کار و اجتماع اطرافش دارد. ولی فرد مردم‌دار، در راه رفع نیازش به تایید خارجی، تعادل را رعایت نمی‌کند، با فکر این که این راه دستیابی به حالت مطلوبش است، نیاز دیگران را نسبت به نیاز خود در اولویت قرار می‌دهد. او همواره سعی در راضی و خشنود نگه‌داشتن دیگران دارد تا جایی که خسته و تحریک پذیر می‌شود.

فرد مردم‌دار از ترس ناراحت کردن دیگران هیچ‌گاه مخالفت نمی‌کند. او با «نه»گفتن مشکل دارد و به ندرت آنچه می‌خواهد را صریح مطرح می‌کند. از ترس طردشدن، حس عصبانیت‌اش را بروز نمی‌دهد.

در حالیکه فرد مهربان، از اختلاف نمی‌هراسد. او می‌تواند به طور واضح، مستقیم و محترمانه آنچه را که در ذهن دارد بیان کند، در نتیجه اطرافیان از موضع‌اش بی آنکه برنجند مطلع هستند. اگر به خاطر صراحت‌اش کسی از او عصبانی شود یا به سبب حد و حدودی که تعیین کرده کسی طردش کند، او به خود نمی‌گیرد و نمی‌رنجد.

فرد مردم‌دار، نمی‌تواند خودش باشد زیرا که برایش خشنود کردن دیگران بسیار مهم است. هر چه مدت بیشتری به مردم‌داری بپردازد، بیشتر با خودش و دیگران غریبه می‌شود. او می‌تواند به جایی برسد که دیگر توان تشخیص نیازها، احساسات و نظرات حقیقی خود را نداشته باشد و روابط‌اش نزدیک و ارضا کننده نخواهند بود.

فرد مردم‌دار حتی اگر تا حدی موفق به جلب رضایت دیگری شود، در درون خود می‌داند که طرف مقابل خود حقیقی او را نمی‌بیند یا نمی‌پذیرد. او هیچ گاه قادر به برقراری یک ارتباط حقیقی نیست.

فرد مهربان، واقعی و صادق است. او نیازی به تظاهر ندارد چون می‌داند که اگر کسی  هم او را نپسندد یا تایید نکند از او چیزی کاسته نخواهد شد. فرد مهربان، از انتقاد سازنده استقبال می‌کند. عزت نفس او سبب می‌شود که همواره خواهان یادگیری و تحول مثبت باشد. توانایی او در دریافت فیدبک (بازخورد)،  بهبود مستمر عملکردش در محل کار  و یا در نقش دوست یا همسر را به دنبال دارد.

فرد مردم‌دار با فیدبک راحت نیست. به خاطر اعتماد بنفس کمی که دارد از انتقاد صدمه می‌بیند و برایش سخت است که از نظرات ارزشمند دیگران برای بهتر کردن خود در شغل‌اش یا به عنوان همسر یا دوست استفاده کند.

فرد مهربان مرزهای مناسبی در ارتباط‌اش با دیگران تعیین می‌کند و چون به کسی اجازه‌ی بدرفتاری با خویش را نمی‌دهد، شاداب و راحت و در دسترس برای ارتباط نزدیک است. او  برای محافظت از خود در روابط حرفه‌یی و شخصی به خود اعتماد دارد و در نتیجه با دیگران راحت و پذیرای آن هاست.

فرد مردم‌دار قادر به تعیین مرزهای ارتباطی نیست. او در راه تلاشش برای تایید گرفتن و طرد نشدن به دیگران اجازه‌ی بدرفتاری و بهره‌برداری از خود را می‌دهد و این باعث می‌شود نسبت به دیگران خشمگین، تلخ و بدبین باشد.

تلاش‌های فرد مردم‌دار برای خوشنود کردن دیگران اغلب به احساس رنجش در او می‌انجامد.  به تدریج شرمش از تحمل بدرفتاری دیگران و عدم اعتمادش به انان بیشتر می‌شود. هر چند در ظاهر خوش رفتار به نظر می‌رسد،  پذیرش درونی‌اش برای دیگران کمتر می‌شود و در درون خود احساس بی‌میلی و ناامیدی می‌کند.

حقیقت این است که مردم فرد مهربان را تحسین می‌کنند و احترام چندانی برای فرد مردم‌دار قایل نیستند. کسانی که اعتماد بنفس خوبی دارند و ضعیف یا نیازمند و مدام در حال راضی‌نگه‌داشتن دیگران به نظر نمی‌رسند برای ما جالب‌تر و معتمدترند.

وقتی امور مطابق میل فرد مردم‌دار پیش نمی‌رود او نمی‌داند چطور با احساس خشم فزاینده‌اش کنار بیاید. در نتیجه ممکن است به الکل، غذا یا دارو روی آورد، خشمش را با انفعال بروز دهد، یا واکنش‌های انفجاری داشته باشد که سبب شرم بیشتر و فروخوردن بیشتر خشمش می‌شوند.

به این ترتیب، در حالیکه فرد مهربان، آرام، حقیقی، عاشق و قادر به برقراری روابط معنی‌دار با دیگران است، فرد مردم‌دار معمولا مضطرب، خشمگین و تنها است و احتمالا از نوعی از اعتیاد رنج می‌برد. راه حل مشکل فرد مردم‌دار آسان است: او باید از جستجوی منبعی جز خویشتن برای دریافت عشق و تایید دست بردارد.

هنگامی که او خود را مسوول ارزش‌دهی به خود بداند، عزت نفس‌اش را تقویت می کند. وقتی شروع به عشق‌ورزیدن و پذیرفتن خود کند، نیازش به جلب رضایت دیگران را رها می‌کند و خواهد دید که اتفاقا اینگونه پاسخ بهتری از انان دریافت می‌کند. به این ترتیب با ایجاد روند مثبت که در ان شخص مسوول احترام به خود است، احترام بیشتری دریافت می‌کند، خشمش فروکش می‌کند، حس اعتماد و اتصالش به دیگران بیشتر می‌شود و اعتماد به نفس‌اش افزایش می‌یابد.

در نهایت، به طور خود به خود، فرد مردم‌دار به فردی مهربان تبدیل می‌شود.

نوشته:‌ مارسیا سیروتا
ترجمه:‌ سارا فرهمند

منبع: OM Times
گرفته شده از وبسایت روان آنلاین

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all