سرمقاله شماره‌ی اول مجله زمینه

850 بار مشاهده شده

اندیشه‌کردن، نیک‌نگریستن، با غور و تعمق سنجیدن، و به عواقب و پیامدها فکرکردن، بخشی از نیاز ماست، هم نیاز فردی و هم نیاز گروهی، به ویژه در جامعه‌یی که سالیان دراز در تب و تاب جنگ، درگیری، مهاجرت، برگشت، برخورد، مقابله، درآویز شدن، و رویدادهای توانفرسایی از این دست زیسته است.

اگر سیاهه‌یی دراز از مشکلاتی که این جامعه با آن دست به گریبان است فراهم آوریم، مشکل نیندیشیدن، کم‌اندیشیدن، سطحی‌اندیشیدن، کج‌اندیشیدن، و غلط‌اندیشیدن در کجای آن قرار خواهد گرفت؟

اگر بپذیریم که در لایه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی خود، با پدیده‌های یاد شده مواجه هستیم، و از این بابت هزینه‌های سنگینی پرداخته ایم، چه کسی را و یا چه چیزی را باید مقصر دانست و به محاکمه کشید؟

اگر بخواهیم راهی پیدا کنیم به تغییر این وضعیت و بهبود شرایطی که از آن می‌نالیم، از کجا باید بیاغازیم؟

شاید به آسانی پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها فراچنگ نیاوریم، و شاید بهتر این باشد که از اساس، انتظار پاسخ‌های ساده و آماده را نداشته باشیم، چراکه از کلی‌گویی‌ها و کلیشه‌پردازی‌ها طرفی بر نخواهیم بست.

گاه، رسیدن به پرسش ارزنده تر از یافتن پاسخ است، به گفته‌ی مولوی:

آب کم جو تشنگی آور بدست                                                                                                                             تا بجوشد آبت از بالا و پست

پرسش از جنس تشنگی است، و پاسخ از جنس آب. رسیدن به پرسش، افزون بر اینکه مقدمه‌ی طبیعی جوشیدن و فواره‌زدن چشمه‌ی پاسخ‌ها است، همچنان از زاویه‌یی دیگر، می‌تواند نشانی از بلوغ فکری پرسشگر و به پختگی رسیدن او باشد. پرسش نشانه‌ی پا نهادن به آستانه‌ی نوعی از آگاهی‌است، آگاهی به محدودیت دانسته‌های بشری و مرز نامحدود ندانسته‌هایش. ارزش پرسش وقتی صد چندان می‌شود که از مرز کلنجارهای فردی فراتر رود و در مقیاس دغدغه‌های جمعی قد برافرازد.

پرسش‌های بنیادین در باره‌ی هستی، انسان، دین، اخلاق، و گاه حتی فرهنگ، هنر، جامعه، تاریخ و… از نوعی نیستند که بتوان از آنها جست زد و پاسخ فرجامین را به آسانی به چنگ انداخت. گشوده‌ماندن درهای تفکر و پاسخ‌های داده شده را به پرسش گرفتن، بخشی از روند پختگی فکری‌است در هر دو سطح فردی و گروهی.

وضعیت نابسامان پاره‌یی از جوامع بحران‌زده، مانند جامعه‌ی ما، ریشه در عوامل متعددی دارد. در این میان، نارسایی تفکر، زیستن با اندیشه‌های نحیف، دم‌خوش کردن به پاسخ‌های از پیش‌آماده، هراس از درانداختن پرسش‌های تازه، گریز خوفناک از شک و تردید حتی گاه در امور پیش پاافتاده، ستایش از یقین‌های نیازموده و تصلب‌هایی که به خطا ایمان پنداشته شده اند، بخشی از این عوامل است.

از این رو است که هنوز ریشه‌های خشونت زنده است و پس از چندین دهه زیستن زیر سایه‌ی «شجرۀملعونۀ» جنگ، همچنان این ملت از کابوس آن به خود می‌لرزد و هر روز پاره‌های اجساد فرزندانش را بر دستان خونبار آن به تماشا می‌نشیند.

این تنها رنجی نیست که می‌بریم. کم‌سو بودن شمع امید در شبستان زندگی یک ملت، تیره به نظر آمدن آینده‌اش، حسرت رسیدن به آرامش و سعادتی که حق طبیعی هر ملتی‌است، در کنار شمار فراوان نابسامانی‌های سیاسی، اداری، تجاری و.. . به علاوه‌ی محرومیت از حتی برخی خدمات اساسی در زندگی روزمره، لایه‌های سنگینی از رنج و درد را شکل می‌دهد.

طبیعی‌است که این وضعیت پیچیده محصول یک عامل نیست. اما باز نمودن این کلافه‌ی سردرگم، چالشی سهمگین در برابر همه‌ی دانش‌ها و اندیشه‌ها فرا می‌نهد و توانایی فکری شخصیت‌ها، نهادها، گروه‌ها و سازمان‌ها را به آزمون می‌گیرد.

نباید انتظار داشت آنچه در پی دهه‌ها و شاید سده‌ها نابسامانی پدید آمده است در چند روز محدود برطرف، و یا حتی راه‌حل نظریِ آن پیدا شود، اما باید از جایی شروع کرد. به گردش‌انداختن چرخه‌ی تفکر و به اندیشه‌ واداشتن طیف گسترده‌تری از عناصر فعال در عرصه‌ی عمومی، می‌تواند یکی از این گام‌های آغازین باشد.

این نشریه می‌کوشد، به دور از وعده‌های گزاف در یافتن پاسخ‌ها و راه‌حل‌ها، سهمی داشته باشد در آبیاری مرزع اندیشه و کمک به تازگی برگ و بار آن. تلاش بر این است که تعلقات ایدئولوژیکی، پیش‌فرض‌ها، پیش‌داوری‌ها و هرچه با گردش آزاد معرفت سر ناسازگاری دارد، از به بیراهه‌بردن آن برکنار بماند.

این نشریه در پی ترویج مذهب خاصی، ایدئولوژی مشخصی، و رویکرد سیاسی معینی نیست، و به هیچ گروه و جماعت خاصی تعلق ندارد. تلاش بر این است که فرصتی باشد برای طرح دیدگاه‌های گوناگون، مساعدساختن زمینه‌ی گفت‌وگو میان جریان‌های فکری مختلف، گشودن دریچه‌های تازه به روی مقولات فکری متفاوت، و در یک سخن شکوفاساختن جریان تفکر در جامعه.

بدیهی‌است که این آرمان هنگامی تحقق خواهد یافت که اهل قلم، به ویژه کسانی که خواهان رنگارنگی عرصه‌ی فکر هستند، و رنگین‌تر شدن این چمن را آرزو می‌کنند، آستین همت بالا زنند، و گردانندگان نشریه را تنها نگذارند. کسانی که مسئولیت نشر آن را به عهده گرفته اند، این نشریه را از آنِ همه‌ی اهل فکر می‌دانند و تجلی افکار ایشان را بر صفحات آن تمنا دارند.

هدف اساسیِ این نشریه کمک به طرح مسایل نوِ فکری است، و از این‌رو، نگارش، ترجمه، تحقیق، مصاحبه، تلخیص کتاب و مقاله، معرفی شخصیت‌های فکری و کارنامه‌های شان، و هر چه از این قبیل است گنجایش عرضه را دارد. تلاش بر این است که از این رهگذر زمینه‌ی فراختری فراهم آید برای تبادل اندیشه‌ها، اخذ و اقتباس تئوری‌ها، و وصل شدن به جریان‌های فکری در سطوح منطقه‌یی و فراتر از آن.

در شماره‌ی کنونی، محمد محق می‌پرسد که نواندیشی چه نسبتی با نوزایی یا رنسانس دارد. عبدالکبیر صالحی گفتگویی با محمد ارگون را به فارسی برگردانیده است که خطوط ناهمگون بنیادگرایی، نو اندیشی و نگرش انتقادی را شرح می‌کند. علی‌احمد کاوه با واکاویِ مفهوم افراطیت می‌پرسد که این پدیده یک کنش است یا واکنش. عزت‌الله راجی در ترجمه‌یی خواننده را بادیدگاه‌های دو شخصیت اصلاحگرِ مسلمان آشنا می‌سازد: مالک بن نبی از الجزایز و فتح‌الله گولن از ترکیه. آرش نراقی نگاهی دارد به مقوله‌ی اخلاقیِ شکر و فضیلت آن. محمد عثمان عادل در ضمن ترجمه‌یی اقتصاد معرفتی را به بحث می‌گیرد و اینکه چگونه می‌توان آن را در راستای مقاصدِ شریعت به کار گرفت. غلام رسول سفیدروان ذهنیتی را بر می‌رسد که جنگ را یگانه راه‌حل جوامع مسلمان می‌داند، و توضیح می‌دهد که جایگاه جنگ در معادلات امروز دنیا به کجاست. محمد احمدی نگاهی دارد به ویژگی‌های جامعه‌ی دموکراتیک و مزایای آن، و در پایان مجتهد شبستری در گفت‌وگویی مفصل، ما را به عالمِ معنا و «معنای معناها» راه می‌نماید.

صفحات این مجله به روی هرگونه انتقاد، پیشنهاد و دیدگاه متفاوت گشوده‌است و از ارسال مطالبی که با معیارهای نگارشی و فنی لازم نوشته شده باشد استقبال می‌کند.

 

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all