نبوت حضرت مريم سحر رحمتی عبدالکبیر صالحی

نبوت حضرت مريم «ع»: درآمدی بر فمینیسم اسلامی

597 بار مشاهده شده

در درازنای تاريخ اسلام، کارهای فراوانی در راستای قرآن‌شناسی انجام شده است. قرآن‌پژوهان از همان سپیده‌دمِ نزول این کتاب تقلا و تتبع کرده‌اند و برای شناخت آموزه‌ها و معارفش، از چشم‌اندازهای گونه‌گونه فقهی، کلامی، فلسفی، صرفی، نحوی، بلاغی، عرفانی، عقلانی و . . . به آن نگریسته‌اند.

نکته‌ی سزامندِ توجه اما این است که اکثریت مطلق کنشگرانی که در این راستا تلاش ورزیده‌اند، مردان بوده‌اند و بانوان کمتر مجال یافته‌اند تا در زمینه‌ی قرآن‌شناسی قلم‌فرسایی کنند. در نتیجه، متن قرآن در گستره‌ی تاریخ عمدتاً از ورای عینکی «مذکر» قرائت شده است و همواره ساماندهیِ امر مردانه و تحکیم چیرگیِ مردان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتا عبادی، منحیث کانونی‌ترین رسالتِ این کتاب قلمداد گردیده است.

شاید به همین دلیل بوده است که طی چند دهه‌ی اخیر شماری از زنانِ مسلمان به قرآن‌پژوهی روی آروده‌اند و کوشیده‌اند تا ضمنِ نقد سوگیری‌های مردانه نسبت به معارف قرآن، تفسیری زنانه از این کتاب ارائه دهند؛ تفسیری که بر آن است تا حقِ زن را از مرد باز ستاند و بستر تئوریک رشد و گسترش عدالت جنسیتی را در جوامع اسلامی فراهم کند. مدعای تفسیر زنانه از قرآن این است که مرد ذاتاً ترجیحی بر زن ندارد؛ از اینرو تفاوت‌های بیولوژیک بین زنان و مردان به هیچ‌روی نباید مایه و منشأ ارزشگذاری‌های ایدئولوژیک بینِ آنان شود.

یکی از کسانی که اخیراً به جرگه‌ی بانوانِ قرآن‌پژوه پیوسته و تفسیری زنانه از قرآن ارائه داده است، حُسن عَبود، نویسنده و پژوهشگرِ لبنانی می‌باشد. او پایان‌نامه‌ی دکترایش را با عنوان «حضرت مریم در قرآن» نگاشته است و بعد از چاپ، آن روانه‌ی بازارِ کتاب کرده است. اهمیت این کتاب از آن جهت است که او در آن تابوشکنی می‌کند و بر گفتمانِ چیره‌ی تفسیری و کلامیِ مسلمانان می‌شورد و به نبوتِ حضرتِ مریم قائل می‌شود.[1]

نبوت حضرت مريم سحر رحمتی - عبدالکبیر صالحی

درخور یادآوری است که اکثریت مطلق مفسران و متکلمان مسلمان بر این باور اند که نبوت مقامی است محصور و منحصر برای مردان و زنان از نیلِ بدین جایگاه محروم اند. بیضاوی در این خصوص قائلِ به اجماع می‌شود[2] و به همین منوال، طباطبایی زنان را از دریافت وحی پیامبرانه بی‌بهره می‌داند.[3] تمام مخالفانِ نبوتِ زنان به آیه‌ی «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى[4]» تمسک می‌جویند و می‌گویند که طبق این آیت، مقام نبوت به مردان اختصاص یافته است.

حُسن عَبود اما این تفسیر را یکسره مردود می‌شمارد و با توسل به هرمنوتیکِ شکِ پل‌ریکور، فهم پیشینیان از این آیه را تخطئه می‌کند. به باور او، فهم پیشینیان از این آیت از آن‌رو خطاست که آنان واژه‌ی «رِجال» را در بافتارِ تقابل با «نِساء» قرار داده‌اند، حال‌آنکه قرآن آن را در سیاق تقابل با «ملائکه» مطرح کرده است.

عَبود برای تثبیت مدعای خود در لابلای میراث کهن اسلامی به کندوکاو می‌پردازد و به سخنان قرطبی و ابن حزم در این خصوص تمسک‌ می‌ورزد. قرطبی در ذیل آیه‌ی «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَه‌ی يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ[5]» از شماری علما نقل می‌کند که به نبوت مریم و آسیه قائل بوده‌اند. او خود اما به دلیل نبودِ دلیلی روشن بر نبوت آسیه، از پذیرش آن سر باز می‌زند و او را «صدیقه» می‌خواند و در خصوص نبوت مریم چنین می‌گوید: «سخنِ درست این است که مریم نبی بوده است؛ زیرا که خدا به واسطه‌ی فرشته بر او وحی فرو فرستاده است، چنانکه بر سائر انبیا فرو فرستاد».[6]

ابن حزم نیز در کتابِ «الفِصَل فی المِللِ و الأهواءِ و النِحل» به نبوت حضرت مریم قائل می‌شود. او می‌گوید که دانشمندان درباره‌ی نبوتِ زنان سه دیدگاه اختیار کرده‌اند؛ عده‌یی نبوتِ زنان را ناجایز و قائلانِ به آن را بدعت‌گذار خوانده‌اند، عده‌یی دیگر آن را جایز شمرده‌اند، و گروهی سوم از اظهارِ نظر در این خصوص خودداری ورزیده‌اند. نامبرده در ادامه می‌افزاید که مخالفانِ نبوت زنان هیچ دلیلی برای تأیید مدعای خود ندارند، حال‌آنکه برای اثبات نبوتِ زنان دلایل فراوان است از جمله آیاتی که در داستانِ مریم و مادر حضرت موسی فرود آمده است.[7]

 درخور یادآوری است که از پیشینیان، قرطبی و ابن حزم تنها کسانی نیستند که به نبوت حضرت مریم باور دارند. ابن حجر نیز با استناد به حصر موجود در حدیثِ «لَمْ یَکْمُلْ مِنَ النِّساءِ اِلاّ آسِیَه‌ی اِمْرَأَه‌ی فِرْعَوْنَ وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ» اظهار داشته است که مریم و آسیه پیامبر بوده‌اند؛ زیرا کامل‌ترین فرد نوع انسانی انبیا هستند. از ابوالحسن اشعری نیز نقل شده است که به نبوت شش زن (به شمول حوا، ساره، مادر موسی، هاجر، آسیه و مریم) قائل بوده است.[8]

پرسمانِ نبوت مریم هرچند پرسمانی تاریخی است و یکسره ناظر بر گذشته‌یی دور است، لیکن تلاش هرمنوتیکیِ حُسن عبود در راستای اثبات این مسأله ثمرات عمده‌یی در بر دارد؛ از جمله اینکه به کشفِ نگرش قرآن نسبت به زنان کمک می‌کند، بانوان را در سپهرِ معنویت همتای مردان می‌سازد، سُوگیری‌های جنسیتی در تفسیر قرآن را به پرسش می‌گیرد و از این رهگذر، زمینه‌ی شکل‌گیریِ قرائتِ زن‌نوازانه‌تری از قرآن را فراهم می‌آورد.

سخنِ پایانی اینکه خواه به نبوتِ زنان قائل باشیم یا نباشیم، وجودِ دیدگاه‌های مختلف و آرای مخالف در این زمینه نشانگر آن است که رهیافت دین به این موضوع شفاف نیست. هیچ گزاره‌ی قطعی‌الدلاله‌یی در قرآن و سنت وجود ندارد که مسأله را به صورت یقینی تبیین نماید؛ از اینرو تمام دیدگاه‌های موجود در این باب بر پایه‌ی تأویلاتی استوار اند که احتمال صواب و خطا را دارند. بنابراین، هیچ یک از دیدگاه‌ها حقِ آن ندارد که خویشتنِ خویش را پرچمدار و آیینه دار حقیقت بداند و دیگر دیدگاه‌ها را از عرصه برون براند. اگر دیروزیان و پیشینیان این حق را به خود می‌دادند که با دستمایه‌های عقلی و نقلی و با دغدغه‌های حقیقت‌جویی و حق‌طلبی پیرامون نبوتِ زنان تئوری‌پردازی کنند، امروزیان و پسینیان نیز از این حقِ مسلم بشری و شرعی برخوردار اند و هیچ مرجعیتی وجود ندارد که باب اندیشه‌ورزی و تئوری‌پردازی در این حوزه را به روی آنان مسدود نُماید.

نویسنده: سحر رحمتی – عبدالکبیر صالحی

فایل پی‌دی‌اف مقاله در مجله

 


مراجع:

[1]  در این زمینه به گفتگوی حسن عبود تحت عنوان (حوار مع حُسن عبود: نبوة مريم؛ في النِسْوية الإسلامية التأويلية) در سایت زیر مراجعه کنید:

http://mominoun.com

[2]  تفسیر البیضاوی، ج1، ص159.

[3]  المیزان، ج14، ص149 ـ 150.

[4]  یوسف، 109

[5]  آل عمران، 42

[6]  الجامع فی احکام القرآن، ج4، ص84 ـ 83.

[7]  الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج3، ص186 ـ 187.

[8]  فتح الباری، ج6، ص515- 516.

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all