اختلالات روان‌تنی نهاد اجتماعی طلیعه

اختلالات روان‌تنی

551 بار مشاهده شده

شاید به سختی باور کنید که بسیاری از درد‌های جسمیِ فرد به‌خاطر مشکلات روانی ایجاد می‌شوند. سردردی، درد معده‌، و ده‌ها درد دیگری که هر از چند گاه شما را اذیت می‌کنند و با هیچ دوایی خوب نمی‌شوند، تنها یک هشدار اند. این درد‌ها می‌گویند ذهن تان آرام نیست و روان شما از کدام مشکلی رنج می‌برد!

وقتی تمام آزمایش‌های طبی ولابراتواری شما عادی‌اند، ولی هنوز خود را بیمار می‌دانید، با خود چه فکری می‌کنید؟

آیا این بیماری در ذهن شماست؟ شاید آزمایش‌های طبی نتوانسته‌اند بیماری را کشف و اثبات کنند؟ شاید مساله به این سادگی‌ها نباشد.

اما جواب در این‌جاست که ممکن است شما دچار بیماری روان‌تنی شده باشید. بیماری روان‌تنی به نام اختلالات سایکوسوماتیک نیز یاد می‌شوند و در آن‌ها ذهن و جسم درگیر می‌باشند. چنین پنداشته می‌شود که تعدادی از امراض جسمی تمایل دارند با فکتورهای روانی از قبیل استرس و اضطراب شدت گیرند و حالت‌های روانی افراد می‌تواند بالای یک ناراحتی فزیکی به طور واضح اثرگذار باشد.

بیماری‌های روان‌تنی با چه علایمی خود را نشان می‌دهند؟
بیماری‌های روان‌تنی (سایکوسوماتیک) به مشکلاتی گفته می‌شوند که با نشانه‌های بیماری‌های بدنی شروع می‌شوند، یعنی جسم را درگیر می‌کنند، اما منشاء اصلی آنها مشکلات روانی است.

اساسا اختلالات روان‌تنی از نقطه نظر منشاء به سه تیپ خاص دسته‌بندی می‌شوند:

تیپ اول افرادی را در بر می‌گیرد که هر دو اختلال روانی و جسمی را دارند و این دو اختلال به صورت مشترک عوارض و تداوی بیماری را پیچیده و مشکل می‌کنند.

تیپ دوم بیمارانی را در بر می‌گیرد که اختلال روانی شان مستقیما به اثر مریضی جسمی یا اثرات درمانی آن بیماری، به میان آمده است، مثلا وقوع افسردگی روانی در اثر یک بیماری سرطانی یا عوارض درمانی آن.

تیپ سوم بیماری‌های روان‌تنی، اختلالات شبه جسمی‌اند (اختلالات سوماتوفورم) که بیماری‌های روانی در قالب عوارض جسمی تبارز می‌کنند. به عبارت دیگر، در این اختلالات عوارض جسمی که نزد بیمار تبارز می‌کنند مربوط به عوامل روانی بوده و ارتباط به مسایل جسمی ندارند.

تحقیقات طبی چند اختلال روان‌‌تنی را آشکار کرده‌اند

۱) اختلال تبدیلی: زمانی که علایم جسمی هنگام بروز استرس اتفاق می‌افتند، مثلا فردی که ترس از صحبت‌کردن دارد و این مساله تبدیل به از دست‌رفتن صدا می‌شود.

۲) هیپوکندریا: بیماران مبتلا به این اختلال با کمترین و ساده‌ترین علایم فکر می‌کنند به بیماری‌های سخت و خطرناکی دچار هستند؛ مثلا با یک سردرد ساده فکر می‌کنند دچار تومور مغزی‌ شده‌اند و این سردردی اضطراب و فکرهای بیهوده را در ذهن شان بیشتر می‌کند.

۳) اختلال جسمانی‌شکل: معمولا سردرد و نشانه‌های عصبی مثل خستگی، علایم هضمی مثل تهوع، استفراغ، درد شکم یا نشانه‌های دیگری مانند درد هنگام فعالیت جنسی، از دست‌دادن میل جنسی و دوره‌های بسیار دردناک عادت ماهیانه از اختلال‌های شایع جسمانی‌اند.

 ۴) اختلال درد: بیماران مبتلا به این اختلال دردهای مزمن دارند؛ دردهایی که به مشکلات طبی شایع ربطی ندارد. مثلا درد شدید و مزمنی را برای یک درد ساده در کمر یا پا بیان می‌کنند. شدت این درد بسیاری از فعالیت‌های عادی زندگی آنها را محدود می‌کند.

 ۵) اختلال بدشکلی بدن: افراد دچار این اختلال در مورد ظاهر خود بسیار نگران هستند و نقایصی را که در بدن آنها موجود نیست، تصور می‌کنند. مثلا با کمی ریزش مو بسیار نگران می‌شوند.

 ۶) سایبرکندریا: در سال‌های اخیر به دنبال انتشار اطلاعات طبی و بیماری‌ها برخی با جستجو در اینترنت و پیداکردن اطلاعات جزیی طبی، بسیاری از علایم بیماری‌هایی را که خوانده‌اند، در وجود خود تجربه می‌کنند.

فرضیه‌های موجود در رابطه با اختلالات روان‌تنی
ـ فرضیه‌ی استرس: طرفداران این فرضیه عامل بروز این اختلالات را استرس می‌دانند. یک استرس ناگهانی و قوی یا چند استرس پشت سر هم به صورت تکرار شونده می‌توانند سبب بروز یا شدت این اختلالات شوند.

نظریه‌ی اختصاصی بودن: معتقدان به این نظریه می‌گویند استرس تنها عامل به وجود آورنده نیست، بلکه باید روان‌پویاییِ خاصی در شخص وجود داشته باشد، و آن روان‌پویایی خاص با آزار و اذیتی که برای فرد به طور دایم ایجاد می‌کند بالاخره اختلال سایکوسوماتیک را در فرد ایجاد خواهد کرد.

ـ فرضیه‌ی آسیب‌پذیری عضوی: طرفداران این نظریه معتقدند آسیب‌پذیری عضوی از قبل باید در فرد وجود داشته باشد که تحت تأثیر عوامل مخرب، تشدید شده و باعث اختلال روان‌تنی می‌شود.

ـ نظریه‌ی التقاطی: که شامل مجموعه‌ی سه نظریه‌ی فوق است. یعنی هم استرس، هم روان‌پویایی، و هم آسیب‌پذیری عضوی خاص، هر سه می‌توانند در ایجاد و بروز اختلال سایکوسوماتیک دخیل باشند.

در این جا تعدادی از اختلالاتی که شامل فهرست اختلالات روان‌تنی می‌شوند به طور مختصر تذکر داده می‌شوند:

دستگاه هضمی: زخم معده و اثنی عشر می‌توانند بخشی از اختلالات روان‌تنی باشند. بر طبق نظریه‌ی روان‌پویایی، این افراد حالت تهاجمی داشته و زمانی که مقداری از این تهاجم را بیرون می‌ریزند و مقداری دیگر را کنترل کرده در درون خود نگه می‌دارند، این انرژیِ باقی‌مانده باعث ترشح هایدروکلوریک اسید HCL گردیده و در نتیجه باعث ایجاد زخم در این ناحیه می‌شود.

ـ کولیت مزمن (تورم روده بزرگ): این حالت بیشتر در افراد زود رنج و حساس که مقاومت در آنها ایجاد شده دیده می‌شود. این افراد غالبا درونگرا هستند.

ـ فشار خون: فشار خونی که علت قلبی و کلیوی و غدوی دارند، چون این فشار خون ثانوی به امراض دیگر اند. اما فشار خونی که علتی برای آن نداریم و غالبا ارثی است اصلی یا اسانشایل گفته می‌شود. این افراد معمولا انعطاف ناپذیر و کمال طلب هستند و این عدم انعطاف زمینه را برای فشار خون مستعد می‌کند. هر چند در این مسئله عامل اصلی ارثی است اما عوامل روانی و استرس در بروز آن نقش مؤثر دارند.

ـ مشکلات تنفسی مثل آسم Asthma: علاوه بر داشتن زمینه ارثی، معمولا در افرادی دیده می‌شود که برونگرا، مهاجم و فکور هستند.

ـ دردهای استخوانی و مفصلی: تورم مفصل یا آرتریت روماتوئید، معمولا در افراد پرکار، خوش‌قلب و خوش‌نیت که در باطن شخصیت متخاصم دارند دیده می‌شود. تورم مفاصل زمانی بیشتر می‌شود که خشم فروخورده‌یی در فرد به وجود آید و وی جایی برای بروز این خشم نیابد.

ـ دردهای ستون فقرات و کمردردی‌های روان‌تنی: ممکن است کمردرد بر اثر دیسک، ساییدگی مهره‌ها، تومورهای نخاع و ستون فقرات باشد. این امراض چون علت عضوی دارند بیماری روان‌تنی نیستند. معمولا دردهای مهره‌های اول پشتی و گردن بیشتر در افرادی دیده می‌شود که در انطباق خود با محیط پیرامونی دچار مشکل می‌شوند و نمی‌توانند هیجان‌های شان را با محیط تطابق دهند.

ـ بیماری‌های ناشی از غدوات ترشحی داخلی: معمولا بعد از وارد شدن استرس‌های یک‌نواخت و طولانی‌مدت به فرد، پرکاری تیروئید دیده می‌شود.

اختلالات در تغذیه

اختلالات غذا خوردن: از جمله کم‌خوری، انتخاب غذاهای خاص برای خوردن، پرخوری، مشکلات جویدن و بلعیدن، عادت‌های عجیب در خوردن، رفتارهای ناراحت‌کننده هنگام صرف غذا. برخی از مسائل فوق می‌توانند سلامت جسمی فرد را به طور جدی به خطر بیندازند. دو نمونه از اختلالات غذا خوردن که در سطح جهانی و بارزتر اند عبارت اند از: بی‌اشتهایی روانی و پر اشتهایی روانی که در بحث جداگانه مفصلا تشریح خواهند شد.

ـ بیماری‌های زنان، آمِنوره یا فقدان دوران قاعدگی: به وقفه یا عدم جریان عادت ماهیانه‌ی زنان به غیر از دوران حاملگی و یا مِنوپاز اطلاق می‌شود. درد شدید موقع پریود است. البته دردهای که علل عضوی دارند در این جا مد نظر نیستند. این حالت بیشتر در دخترانی دیده می‌شود که به نوعی به زن بودن خود معترض هستند، روحیه‌ی پرخاشگری داشته و از موقعیت خود ناراضی هستند، یا در شرایطی به سر می‌برند که یک استرس دایمی و یکنواخت به آنها وارد می‌شود.

ـ بیماری های جلدی: از میان این بیماری‌ها می‌توان به پت و اگزما، اکنِه، رشهای جلدی صورت، وتیلیگو یا پیس
(که پوست معمولا سفیدرنگ می‌شود) و غیره اشاره کرد. این افراد معمولا از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و از موقعیت اجتماعی خود اطمینان کافی ندارند.

ـ مایگرن، سردردهای مزمن یا سردردهای تنشی: معمولا در افرادی دیده می‌شود که کمال طلب بوده، وظیفه‌شناس و مهربان هستند، اما سرکوب حالت‌های خصمانه و خشم فروخورده باعث بروز این گونه سردردها می‌شود.

امراض قلبی و وعایی: این دردها معمولا یک یا دو دقیقه طول می‌کشد و در سمت چپ بدن به دست و گردن منتشر می‌شوند. این افراد معمولا به علت فشاری که به دستگاه عصبی خود وارد می‌کنند و دایم در حالت تلاش و کوشش هستند – بدون آنکه به خود استراحت بدهند – به این درد مبتلا می‌شوند. این افراد سخت‌کوش، جاه طلب، و رقابت طلب هستند و بیشتر از افراد دیگر در معرض سکته‌های قلبی قرار دارند.

راه‌های کنترل
بسیاری از مطالعات انجام‌شده وجود رابطه‌ی نسبتا قوی بین فشارهای زندگی و مشکلات روانی را نشان می‌دهند که بر حسب مفاهیم آماری همبستگی آن ۳ درصد است. بنابراین افرادی که دچار بیماری‌های روان‌تنی می‌شوند، فشارهای روانی مهم‌تر و معنادارتری را نسبت به افراد سالم و بهنجار تجربه کرده‌اند.

عوامل کنترل‌شونده به دو دسته تقسیم می‌شوند:

ـ واکنش درست فرد در برابر عوامل استرس‌زا: مثل روبه رو شدن با مشکلات و برخورد منطقی با آن، احساس مسئولیت در مورد تصمیماتی که می‌گیرد، آموختن روش‌های کاهش استرس و وقت‌گذاشتن برای استراحت و فعالیت‌های خوشایند.

ـ تغییر عوامل بیرونی یا محیط زندگی: بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی و نیز ارتقای کیفی روابط حاکم بر افراد یک جامعه با همدیگر و تناسب هماهنگی بین مردم و سنت‌های حاکم بر جامعه می‌تواند در بهبود سلامت زندگی و روانی افراد اثربخش باشد.

دارودرمانی

آرام‌بخش‌ها و ضدافسردگی‌ها فقط در تسکین و آرام کردن بیمار مفید اند، که توسط داکتر مربوط تجویز می‌شود.

رفتاردرمانی

روش‌های درمانگری رفتاری به‌ویژه بیوفیدبک (پسخوراند زیستی) در درمان اختلالات روان‌تنی بسیار مؤثر بوده است. این روش عبارت است از کنترل پاسخ‌های غیرارادی مانند تنفس، نبض، ضربان قلب و تشدید یا کاهش آنها به صورت ارادی.

به تعبیر دیگر، جریان بیوفیدبک عبارت است از آموزش و تعلیم کنترل ارادی پاسخ‌های فیزیولوژیایی اعضای از قبیل مغز، قلب، عضلات و غدوات. محققان نشان داده‌اند که انسان قادر است این جریان‌های بدنی غیرارادی را تحت کنترل و اراده‌ی خود درآورد. از طریق کنترل ارادی جریان‌های غیرارادی بدن این امکان به وجود می‌آید که شخص از تأثیرات استرس بر اعضای خود بکاهد و در نتیجه به درمان اختلالاتی از قبیل مایگرن، فشار خون و زخم معده نایل آید. ارزش روش بیوفیدبک در درمان اختلالات روان‌تنی از قبیل تنظیم فشار خون و سایر عملکردهای دستگاه عصبی خودکار آشکار گردیده است.

گردآوری و ترجمه: داکتر هامش درویش 

منابع:

http://www.wisegeekhealth.com/what-are-the-different-types-of-psychosomatic-disorders.htm

http://www.patient.co.uk/health/psychosomatic-disorders

http://www.drmaheshsuthar.com/psychosomatic.html

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37489

http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/1618168

منبع: وبسایت روان آنلاین

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all