رابطه نبوت و سیاست محمد محق نهاد اجتماعی طلیعه

رابطه‌ی نبوت و سیاست

2,321 بار مشاهده شده

محمد محق

یکی از پرسش‌هایی که در باره‌ی ارتباط دین و حکومت توسط دوستان مطرح می‌شود این است که سیاست یکی از شعبات نبوت است، و گفته‌اند که ابن سینا نیز این نظر را داده است.

در تعریف نبوت نظرات متعددی وجود دارد، بسیاری از فلاسفه‌ی مسلمان، متکلمان، فقها، مفسران و عارفان در آن باره نظر داده‌اند. اینکه گوهر نبوت چیست، و امور عارضی آن کدام‌ها هستند، بحثی دراز و بسیار گسترده است، و کتاب‌های فراوانی در این باره نوشته شده است.

اگر به آیات قرآن مجید مراجعه کنیم می‌بینیم که سیاست را بخشی از نبوت معرفی نکرده، بلکه نشان داده است که هر نبی بنا به شرایط خاص تاریخی و اجتماعی‌اش عمل کرده است. برخی انبیا در شرایطی قرار داشته‌اند که در کنار نبوت، حاکم هم بوده‌اند، مانند حضرات داود و سلیمان، و نیز پیامبر اسلام (ص) در نیمه‌ی دوم دوران نبوت شان در مدینه. اما پیامبرانی بوده‌اند که این فرصت برای شان مساعد نشده و صرفا در مقام خبر دهنده از غیب و واعظ دینی عمل کرده‌اند، مانند پیامبری که در سوره‌ی بقره به او اشاره شده، و مفسران می‌گویند نامش صموئیل بوده است، و او گفت که طالوت در مقام پادشاه بنی اسرائیل باشد. یعنی خودش این مقام را به عهده نگرفت. همین معنا را ابوالحسن ندوی نیز از نقش حضرت موسی علیه السلام برداشت کرده و گفته است که خداوند او را به عنوان پیامبر فرستاد، و او به امور حکومت‌داری فرعون کار نگرفت، و بلکه تنها همه‌ی پیامش متمرکز بر این بود که فرعون به خدا ایمان بیاورد و به تزکیه نفس بپردازد. حضرت موسی متعرض امر حکومت نگردید.

ندوی در آخرین سال عمرش مصاحبه‌یی در مجله المجتمع داشت و با اشاره به همین موضوع گفت که: «لازم نیست مومنان حکومت کنند، بلکه کافی است که حاکمان ایمان داشته باشند».

رابطه‌ی نبوت و حکومت/سیاست (با فرقی که میان حکومت و سیاست هست و در جایی دیگر توضیح خواهم داد) طبق اصطلاحات علم منطق رابطه‌ی عموم و خصوص من وجه است، که دو حالت افتراق و یک حالت اشتراک دارد. یعنی ممکن است کسی نبی باشد و حاکم نباشد، و ممکن است که کسی حاکم باشد و نبی نباشد، و ممکن است که کسی هم نبی باشد و هم حاکم. یعنی تلازمی دایمی میان این دو نیست.

با آنکه زندگینامه‌های مدون تاریخی از پیامبران الهی وجود ندارد، و تنها ما با شماری از آنان از طریق قرآن مجید آشنایی داریم، و شماری نیز در کتاب‌های دینی اهل کتاب معرفی شده‌اند، و ما به میزان صحت آن روایات چندان اطمینانی نداریم، اما در حدی که از قرآن مجید دانسته می‌شود، و نیز روایات اجمالی تاریخی از زندگی پیامبران، شمار بسیار اندکی از آنان به امر حکومت اعتنا نشان داده‌اند، و شماری از آنان ترجیح می‌داده‌اند که به صرف تبلیغ دین اکتفا کنند و کاری به کار حاکمان نداشته باشند، و حتی برخی پیامبران بوده‌اند که نبوت شان امری انفرادی بوده و ماموریتی به تبلیغ هم نداشته‌اند. این موضوعات در کتاب‌های مربوط به علم عقیده توضیح داده شده است.

اینکه شمار اندکی از پیامبران به حکومت پرداخته‌اند، و یا شرایطی فراهم شده که در نقش حاکم عمل کنند، از جمله در باره‌ی پیامبر اسلام (ص) قابل تردید نیست، اما پرسشی که مطرح شده این است که آیا حاکمیت پیامبران منبعث از بُعد نبوی/متافیزیکی شخصیت ایشان بوده است یا به عنوان امری عارضی و رویدادی تاریخی اتفاق افتاده است، در میان اهل علم محل اختلاف است، و موضوعی قطعی نیست. بسیاری از فقها، از جمله شهاب الدین قرافی، شاه ولی الله، محمود شلتوت و برخی دیگر به تفکیک میان دو بُعد نبوی و غیر نبوی در شخصیت ایشان قایل بوده‌اند، و اکثریت فقها این تفکیک را قبول داشته‌اند. یعنی برخی از احکام را ناشی از مقام ایشان به عنوان قاضی، فرمانده‌ی جنگ و حاکم شهر دانسته‌اند و نه به عنوان حکم شرعی. این موضوع در برخی از کتاب‌های اصول فقه مورد بحث قرار گرفته است.

بنا بر این، اینکه سیاست شعبه‌یی از نبوت باشد نظر بعضی از علما است و نه امری قطعی و مورد اتفاق همه. اگر کسی به این نظر باشد که سیاست از ذاتیات نبوت نیست نظرش به همان اندازه اعتبار دارد که نظر طرف مقابل.

اما این را به سادگی می‌توان فهمید که سیاست یک امر بشری است، و در توان همه کس هست، اما نبوت یک مقام خاص است که به فرمان و مشیئت الهی بستگی دارد و یک گزینش آسمانی است، در حالی که حاکمیت یک امر قراردادی میان انسان‌ها است. یک دلیل آشکار بر این موضوع توافق پیامبر اسلام ص با مردم مدینه در بیعت عقبه و سپس در زمان هجرت به مدینه است، که مفهوم ایمان‌آوردن به ایشان مقتضی پذیرفتن حکومت ایشان نبود، بلکه برای این موضوع جداگانه گفتگو شد و مانند هر قرارداد دیگر با رضایت و توافق طرفین انجام شد.

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all