zimg_002_5

فراتر از فاجعه

490 بار مشاهده شده

محمد محق

از دیشب كه تصاویری از آزار، ضرب، قتل و سپس آتش‌زدن فرخنده را به دست آن جانوران روانی و درنده‌خوی دیدم، تا به این لحظه، علاوه بر اشمئزاز، تهوّع و تلخ‌كامی كه به جانم افتاده، مانده‌ام چه بگویم و كِه را ملامت كنم؟

خانواده‌هایی را كه چنین دَد و دام بی‌شاخ و دُمی می‌زایند و بی‌آنكه بار تربیت شان را به دوش بگیرند، روانه‌ی اجتماع می‌كنند؟

فرهنگی كه در آن پاسداشت جان آدمی و شرافت انسانی جایی نیافته است؟

متصدیان و متولیان پر ادعای دین كه از آن نردبانی برای بالا رفتن به مناصب قدرت و منبعی برای جمع ثروت ساخته‌اند؟

جماعت‌ها و گروه‌هایی كه با ترویج ایدئولوژی كینه و نفرت، دَم به دَم به چاپلوسی و تملق چنین جانوران درنده خویی مشغولند و آنان را به نام مردم شریف و متدین می‌ستایند، تا در هر معركه زورگیری و باج‌خواهی بتوانند به جان رقیبان خود بیندازند؟

كسانی كه این دست از اوباشان بی‌مایه و شرارت‌پیشه را نیروی ذخیره خود می‌دانند، و با دمیدن انرژی تبهكاری در جان عفونت‌زده‌ی آنان، برای روز مبادا آماده‌ی شان می‌سازند؟

من نیازی به إبراز انزجار از چنین موجوداتی نمی‌بینم… سخن‌گفتن از حشراتی كه در میان زباله‌ها می‌لولند به مراتب شرافتمندانه‌تَر از پرداختن به این درنده‌خویان است..

اما نیازی عمیق می‌بینم به كاویدن ریشه‌ها و یافتن سرچشمه‌هایی كه به زایش و پیدایش چنین بزهكاران خطرناكی می‌انجامد. می‌هراسم از لحظه‌یی كه هیاهویی در گوشه‌یی از این شهر بلند شود كه دین رفت و مذهب تاراج شد، و آنگاه ببینیم جان‌ها برباد می‌روند و خانه‌ها به ماتم می‌نشینند و زندگی‌ها به حراج گذاشته می‌شوند..

باید آن مغزهایی را به نقد گرفت كه زیركانه و شیادانه این صحنه‌ها را می‌آرایند و این دیوسیرتان را می‌پرورند.. باید به سراغ آن تفكری رفت كه كشتن آدمی را با چنین شناعتی توجیه می كند.

باید پرسید این چگونه دیانتی است كه آدمی را تا بدین مایه هار و درنده می‌سازد؟ این كدام افیون است كه جانوری را وا می‌دارد تا بر جسد مرده‌یی جفتك بزند و مست شود؟ این چه نیرویی است كه از دیدن خون بر چهره‌ی زنی بی‌دفاع و آشفته‌حال به وجد می‌آید و غیرت و شجاعتش را در لگد زدن به پیكری از جان‌افتاده و در خون‌تپیده به نمایش می‌گذارد؟چه احمق است كسی كه این دیوانگی‌های آمیخته با خون‌خواری را نشانه‌یی از شهامتِ دفاع از دین معرفی می‌كند…

شرم تان باد از ادعای مسلمانی… و نیك می‌دانم كه سزاوار نفرین خدا و پیامبرید… و لكه‌ی ننگی بر دامان دین او…

 

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all