پیامدهای خارجی بحران پاکستان ترجمه محمد محق نهاد اجتماعی طلیعه

پیامدهای خارجی بحران پاکستان

661 بار مشاهده شده

نوشته: جمیل مطر
ترجمه: محمد محق

یوسف رضا گیلانی، صدر اعظم پاکستان با بسته‌یی از قرارداد و وعده‌ی فروش اسلحه‌ی گرانبها و پرکاربرد از چین برگشت. اعلان گردید که او با چین به توافق رسیده است که پنجاه طیاره‌ی جنگی و شش زیردریایی و چندین کشتی را وارد نماید، و شاید با آنان در مورد پیشرفته‌تر ساختن برنامه‌ی موشکی نیز به توافق رسیده باشد. به نظر می‌رسد که او از طرف مسئولین نظامی چین آمادگی بیشتری برای ایجاد پایگاه دریایی چین در بندر گوادار، دریافت کرده است. مشهور است که حکومت بیجینگ در پسِ اعمار و آماده‌سازی آن بوده است تا ناو‌ها و کشتی‌های بزرگ در آن لنگر انداخته بتوانند، و این بخشی از سلسله‌بندر‌هایی است که در سریلانکا، برمه و بنگلادیش بر اساس قرارداد مشهور به لؤلؤ انجام شده است.

پاکستان شرکتی از سنگاپور را مکلف به اداره‌ی بندر کرده است که شرکت‌های چینائی نیز در ملکیت آن شریک می‌باشند. گفته می‌شود که صدر اعظم پاکستان از حکومت بیجینگ در این دیدار خواسته است که چین اداره‌ی بندر و ایجاد پایگاه دریایی را در نزدیکی آن بعهده بگیرد.

این قرارداد‌ها محصول همین لحظه نیست، هرچند این دیدار در سایه‌ی حالت ناگواری رخ داده است که در اثر حمله‌ی نیرو‌های ویژه‌ی امریکایی بر خانه‌ی محل سکونت اسامه بن لادن، بر بخش‌های مختلف مردم پاکستان سایه انداخته است. درست است که حمله‌ی امریکا در رسیدن به هدفش در قتل اسامه بن لادن موفق بود، اما احساس توهین عمیقی را در میان مردم پاکستان برجای نهاد.

مردم پاکستان خشم شدید شان را بر اردوی این کشور که بدون آگاهی‌اش و در حقیقت در یکی از مراکزش این حمله انجام شد، پنهان نکردند، ، چون قریه‌یی که ترور بن لادن در آن صورت گرفت در حقیقت یکی از مناطق حاشیه‌ی پایتخت شمرده می‌شود که مخصوص ر‌هایش افسران بلندرتبه و خانواده‌های ایشان است.

در کنار پیامد‌هایی که حمله‌ی امریکا به دنبال داشت، تحولات دیگری نیز به حرکت پاکستان به طرف چین سرعت بخشید تا گام‌ها و بلکه خیز‌هایی در جهت تحکیم روابط با آن کشور بردارد، به عنوان نمونه:

اولاً: هیچ شکی باقی نمانده و بلکه یقین است که ایالات متحده و کشور‌های هم‌پیمانش در جنگ افغانستان آمادگی رفتن از این کشور  را می‌گیرند، و عملاً گفتگو‌هایی جدی با تحریک طالبان آغاز شده است تا به شرایطی دست یابند که برای نیرو‌های این کشور‌ها امکان ترک افغانستان با کمترین خسارت‌های ممکن وجود داشته باشد. محض این تفکر در نزدیک‌شدن تحقق این احتمال کافی است که نگرانی‌هایی را در دوایر سیاست‌ساز در اسلام آباد به دنبال داشته باشد، به خصوص در دوائر نظامی و استخباراتی، به لحاظ اینکه این عقب‌نشینی متضمن چند سناریو است که از نظر این دوائر مطلوب دانسته نمی‌شود، مثلاً:

عقب‌نشینی در سایه‌ی یک نوع تسویه‌ی مسالمت‌آمیز که در آن شکست و پیروزی مطرح نباشد، به این معنی که حکومتی در افغانستان برپا شود که تمایل‌اش به هند بیشتر از تمایلش به چین باشد. آنچه بر مطالعه‌کنندگان تاریخ سیاسی افغانستان پنهان نیست این است که افغانستان و پاکستان به دوستی متقابل در طول تاریخ ضرورت داشته‌اند، و پاکستانی‌ها شاهد افزایش کمک‌های هند به حکومت کابل در ماه‌های اخیر هستند.

عقب‌نشینی یعنی قبول این احتمال که قبائل پشتون و بلوچ به عملیات نظامی‌ جدایی طلبانه‌ی خود بر ضد حکومت مرکزی در اسلام آباد برگردند. این مشهور است که پاکستان از زمان استقلال‌اش شاهد ثبات سیاسی طولانی مدت نبوده و در معرض شورش‌های جدایی طلبانه‌ی متعددی قرار گرفته است که مهمترین‌اش جدایی پاکستان شرقی و اعلان استقلال آن به نام بنگلادش بوده است. عملیات دیگری هم در ایالت‌های پشتون‌نشین و بلوچ‌نشین جریان دارد. اگر پشتون‌ها در پاکستان یک اقلیت هستند در افغانستان اکثریت می‌باشند و مانند ملت‌های دیگر تجربه‌ی دوران استعمار را از سر گذرانده‌اند، و پاکستانی‌ها نمی‌توانند بریتانیائی‌ها را ببخشند که مرز‌های سیاسی افغانستان به خصوص خط دیورند را به گونه‌یی ترسیم کردند که پشتون‌ها را به دو قسمت تقسیم کرد، نیمی‌ را در افغانستان و نیمی‌ دیگر را در پاکستان.

تسلیم قدرت در کابل به شکل مشترک میان حکومت کرزی و تحریک طالبان به معنای شکست نظامی‌ پاکستان خواهد بود که در تثبیت جای پای خود در افغانستان در خلال جنگ ناکام بوده است. خطرناک‌بودن مسئله از اینجا ناشی می‌شود که اردوی پاکستان نمی‌تواند لطمه‌ی جدیدی را به آوازه‌ی خود تحمل کند و این امر باعث می‌شود که طبق عادت دیرینه‌اش هرگاه نام و آوازه‌اش به خطر بیفتد حکومت را در اسلام آباد به دست بگیرد. این عقده از آغاز استقلال با آن بوده و بدبختی‌هایی را برای پاکستان ببار آورده است، و این همان حلقه‌ی میان‌تهی است که سیاست پاکستان نتوانسته است از آن نجات پیدا کند، حلقه‌ی عدم اعتماد به نفس و رفتن به طرف به‌دست‌گرفتن حاکمیت و بعد بزرگ‌کردن خطر هند و کودتای نظامی‌ و سپس ناکامی‌ در حاکمیت و بعدا بازگشت مجدد به عدم اعتماد به نفس.

ثانیاً: پنهان نیست که ایالات متحده پس از پایان جنگ سرد کوشش سیاسی و اقتصادی زیادی به خرج داده است که هند را به خود نزدیک سازد، تا حدی که آماده شده است گاهی بخشی از روابط عمیق خود با پاکستان را به‌خاطر روابط قوی‌تر با هند به خطر بیندازد. پاکستان از یاد نمی‌برد که ایالات متحده بر کشور‌های پیمان جنوب شرق آسیا فشار می‌آورد که پاکستان را از عضویت خود دور کنند تا هند راضی شود، و به هند وعده می‌دهد که هند رهبری این پیمان را در مواجهه‌یی که میان اعضای این پیمان و کشور چین از نظر امریکائی‌ها رخ خواهد داد، به دست داشته باشد.

ثالثاً: نخبگان سیاسی پاکستان ستاره‌ی بخت کشورشان را در کشور‌های خیلج و ایران در حال افول می‌بینند. پاکستان دیگر یک ذخیره‌ی احتیاطی نیست که توازن قوا در منطقه‌ی خلیج را حفظ کند، آن‌هم زمانی که دولت‌های آتلانتیک از افغانستان خارج شوند و حضور نظامی‌خود را در اقیانوس هند به دلیل بحران‌های اقتصادی و مالی رو به رشد، کاهش ببخشند.

براهما شیلاری، استاد مطالعات استراتژیک در مرکز مطالعات سیاسی دهلی نو، می‌گوید که مرحله‌ی پیش رو شاهد اوج گرفتن مسابقه‌ی تسلیحاتی در جنوب آسیا خواهد بود. هند که اکنون با تمام جدیت و دقت مراقب رشد روابط چین-پاکستان است، به انتظار شکل‌گیری ائتلاف میان دو نیروی اتمی در مرز‌هایش آرام نمی‌نشیند، یا اینکه بخواهد منتظر ایجاد سلسله‌یی از پایگاه‌های دریایی چین در طول سواحل جنوب شرقی آسیا باشد، و یا هم شبکه‌یی دیگر از پایپ‌های نفتی به وجود بیاید که نفت را مستقیما از دریای عرب به پاکستان و از آنجا به شمال‌غرب چین منتقل کند و از دریایی که کشتی‌رانی در آن زیر تسلط هند است خود را دور نگه دارد.

شرایط کنونی نوید تشنج کمتری را در جنوب آسیا نمی‌دهد، و هر دو دولت بزرگ هند و پاکستان شرایط سختی را می‌گذرانند که تشنج‌های اجتماعی داخلی بر آن غلبه دارد، و پاکستان به دلایل زیادی، در وضعیت حساس‌تری قرار دارد که مهمترین‌اش گسترش مظاهر هرج و مرج سیاسی و سیطره‌ی شدید تندروی بر مردم عام پاکستان است، و این به اضافه‌ی مشکلات ناشی از سستی روابط امریکا-پاکستان.. از طرف دیگر غموض و ابهام عامل سرنوشت‌ساز در آینده‌های دورتر یعنی نقش چین در این منطقه بعد از خروج نیرو‌های آتلانتیک، همچنان در حال افزایش است.

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all