تجدید نقش الازهر - ترجمه محمد محق - نهاد اجتماعی طلیعه

تجدید نقش الازهر

622 بار مشاهده شده

نوشته: اسامه غزالی حرب
ترجمه: محمد محق

دکتور اسامه غزالی حرب، از نویسندگان برجسته‌ی مصر، طی مقاله‌یی در شماره‌ی مورخ 8 سرطان 1390 برابر با 29 جون 2011 روزنامه‌ی الاهرام، اهمیت این سند را در برجسته‌ساختن نقش الازهر در شرایط کنونی و در رهبری عرصه‌ی دینی، مورد بررسی قرار داده است که ترجمه‌ی آن در زیر تقدیم می‌گردد:

اگر بگویم اعلان سند ازهر به روز دوشنبه 21 جولای 2011 از مهمترین رویدادهایی است که مصر بعد از انقلاب، یعنی بعد از 25 جنوری، شاهد آن بوده است، شاید مبالغه نباشد، علاوه بر اینکه جایگاه ممتاز خود را در تاریخ جدید الازهر پیدا خواهد کرد.. دلیل من بر این ادعا این است که از روز 11 فبروری به این سو، یعنی در خلال 5 ماه بعد از پیروزی انقلاب با سقوط نظام مبارک، موضوع مهمی‌که بر زندگی عمومی‌در مصر سایه افکنده و به ساختار نظام سیاسی مصر نوین بعد از سقوط نظام مبارک بر می‌گردد، قضیه‌ی رابطه یا کشمکش یا رقابت میان نیروهای سیاسی اسلامی، به ویژه نیروهای اخوان‌المسلمین، و دیگر نیروهای مدنی است. این البته عجیب و غیر متوقع نبود! و چنانکه در چندین مناسبت دیگر هم یاد کردم، در هر نوبتی که پیش از 25 جنوری با پژوهشگران، روزنامه‌نگاران یا دپلومات‌های خارجی روبرو می‌شدم و از آرزوها و تلاش مان در راستای‌ییجاد برپائی نظام دیموکراتیک واقعی در مصر سخن می‌گفتم، پاسخ آماده این بود که اگر اسلام‌گرایان به حکومت رسیدند چه؟ یا اگر اخوان‌المسلمین بر نظام مسلط شدند چه؟ و…

پاسخ دایمی‌ من این بود که هرگاه نظام دموکراتیک واقعی در مصر روی کار بیاید، همه‌ی نیروهای سیاسی اعم از اسلامی‌ و لیبرال و سوسیالیست و ملی‌گرا ناچار‌اند خود را با مقتضیات چنین نظامی‌ هماهنگ بسازند و قواعد آن را بپذیرند، و مردم فرصت واقعی برای انتخاب داشته باشند.. و از آن پس ما راهی جز احترام‌نهادن به اراده‌ی ملت نخواهیم داشت و این همان دموکراسی است!

در حقیقت، این قضیه عملا بر بخش اعظم مناقشه‌ها و گفتگوهایی که در مصر بعد از انقلاب به راه افتاد، سایه‌ انداخته بود، به ویژه در سه کلپ بزرگ: گفتگوی ملی (د/عبدالعزیز حجازی) و توافق ملی (د/یحیی جمل) و مجلس ملی (د/ممدوح حمزه).

در تمام آن زمینه‌ها و عرصه‌ها، موقف و موضع نیروهای اسلامی‌ به طور عام و اخوان‌المسلمین به طور خاص، مسأله‌یی مبهم و حساس بوده و به همان درجه قابل قبول یا مردود تلقی گردیده است. جماعت اخوان‌المسلمین با تکرار شعارهای دیرینه‌ی معروف خود دین را با سیاست و امور دعوت را با امور حزبی در هم می‌آمیزد و خلط این امور از مهمترین دلایل درد سر در بیشترین سال‌های عمر نودساله‌ی ‌این جماعت بوده است، یعنی از مهمترین عوامل پیگرد، تعقیب، طرد، و حبس رهبران و اعضای آن بوده است، و‌ این خلط تنها در سطح افکار و تئوری‌ها نیست بلکه در سطح سازماندهی و مکانیسم‌های عملی نیز وجود دارد.

اما فضای دیموکراتیک باز و آزادی که جماعت اخوان برای اولین‌بار در تاریخ خود شاهدش بوده است، نه تنها بر اخوان‌المسلمین بلکه بر همه‌ی نهادهایی که ارتباط مستقیم با دعوت اسلامی دارند، بازتاب داشته است، تا نقش و ساختار و نهادها را به گونه‌یی بازسازی کنند که با مقتضیات‌ این تحول بزرگ هم‌خوانی داشته باشد. کاملا منطقی بود که حزب آزادی و عدالت تاسیس شود تا حزبی سیاسی و کاملا قانونی باشد که از‌اندیشه‌یی سیاسی با مرجعیتی اسلامی‌ نمایندگی کند، با این توقع که جماعت از سیاست فاصله بگیرد و خود را به دعوت دینی اختصاص بدهد، هرچند این مسئله به آسانی انجام نخواهد شد و قطعا با مقاومتهای فراوانی مواجه خواهد گردید.. و این یعنی اینکه این حزب دعوت سیاسی‌اش را از طریق مساجد به پیش نبرد، و اینکه برنامه‌هایش را برای مقابله با قضایای اقتصاد، آموزش، پژوهش علمی، صحت، مسکن، محیط زیست و.. ارائه نماید، نه اینکه صرفا بخواهد جامعه را رنگ دینی بدهد.

در این بستر سیاسی-اجتماعی، سند الازهر در وقت کاملا مناسبش به میان آمد تا بعد از غیاب طولانی به صحنه برگردد و کارها را به مسیر درستش قرار دهد! سند الازهر از همان آغاز و به شکلی واضح اعلان کرده است که اگر این درست است که هیچکس حق ندارد سخن گفتن به نام اسلام را به احتکار خود در آورد، اما این هم درست است که الازهر با تاریخ طولانی و ابعاد علمی ‌و تمدنی و عملی مختلفش، تواناتر و سزاوارتر به چنین سخن گفتنی است، نقشی که از طریق علما و چهره‌های بارزش از روزگار حسن عطار، رفاعه طه‌طاوی و محمد عبده تا زمانه‌ی مصطفی عبدالرازق و شلتوت و دیگران نمایان گردیده است.

ضعیف‌شدن نقش ازهر در نیم قرن گذشته و پایین‌آمدن سطح شخصیت‌ها و فارغ‌التحصیلان‌اش مسئله‌یی بوده است که هم ما را رنج داد هم همه‌ی جهان اسلام را، و این بر دعوت دینی و متصدیان این عرصه تاثیری مسقیم داشته است، و کار به جایی رسید که اعضای سازمان‌ها و جماعت‌های اسلامی‌ ازهری‌ها را از منابر شان کنار زدند تا جایشان را بگیرند و گفتمان افراطی تندی را جایگزین گفتمان معتدل اسلامی‌ بگردانند! سند ازهر از این نظر این پیام را می‌رساند که این نهاد سرانجام به نتایج منفی و هراس‌انگیز کنار رفتن از صحنه‌ی دعوت اسلامی‌ که در کنترل نیروهای جوان و افراطی قرار گرفته، پی برده است! اما حل این مشکل تنها با صدور سند ازهر میسر نخواهد بود، بلکه با صرف تلاشی سخت و سنجیده برای جذب مجدد عناصر انسانی ممتاز از شاگردان برای آموزش ازهری، و منظورم به شکل مشخص پوهنحی‌های آموزش اسلامی‌ مانند شریعت، اصول الدین و زبان عربی است، نه اینکه پوهنحی‌های مدنی (مانند طب و انجینری و ساینس و تجارت و..)  این استعدادها را جذب کنند.. از دیگر سو، اگر اخوان با تاسیس حزبی سیاسی (آزادی و عدالت) چاره‌یی برای مشکل خلط دعوت و سیاست یافتند، تا این حزب کارش را به دور از جماعت انجام بدهد، ازهر نیز باید به یاد داشته باشد میان نقش اساسی‌اش که همانا آموزش و دعوت است، و نقش سیاسی که باید به عنوان نهاد از آن اجتناب کند، فرق بگذارد، چرا که ازهر یک حزب سیاسی نیست.

در اینجا و با این تحلیل، می‌توان سند ازهر را به عنوان سندی ارزیابی کرد که آن را مجموعه‌یی از فرهیختگان مصری –باگرایش‌های فکری و دینی مختلف همراه با شماری از علما و‌اندیشمندان بزرگ ازهر، چنانکه در مقدمه‌اش تذکر رفته است- آماده ساخته‌اند و بدون شک این سند مایه‌ی افتخاری برای شخصیت‌های ازهر به شمار می‌رود و نقش فکری و نفوذ جهانی آن را بازآفرینی می‌کند، چنانکه روزنامه‌ی فاینانشال تایمز نوشته است:

این سند نقش دولت ملی دموکراتیک نوین مبتنی بر قانون را تقویت می‌کند.. و نظام دموکراتیک قایم بر انتخابات آزاد مستقیم را قوت می‌بخشد و پایبندی به منظومه‌ی آزادی‌های اساسی در زمینه‌ی ‌اندیشه و رأی و احترام کامل به حقوق بشر و حقوق زن و حقوق کودک را مورد تاکید قرار می‌دهد و به مراعات آداب اختلاف نظر و اخلاقیات گفتگو توصیه می‌کند و از حکم کردن به کفر و خیانت و از بهره‌برداری دین برای افشاندن بذر تفرقه و اختلاف میان شهروندان جلوگیری می‌نماید و میثاق‌های بین المللی‌یی را که مصر بدان‌ها متعهد شده است تایید می‌نماید و از احترام کامل به معابد ادیان سه گانه حمایت می‌کند و آموزش و پژوهش علمی‌ و دخول به عصر دانش را دروازه‌ی پیشرفت تمدنی مصر تلقی می‌کند و به اولویت قضایای انکشاف اجتماعی و عدالت اجتماعی و مقابله با فساد و استبداد و همچنان به اهمیت رابطه‌ی مصر با دوستان عرب و اسلامی‌ و افریقایی و جهانی‌اش اشاره دارد..

اما ما باید از کسانی سپاسگزار باشیم که در این زمینه نقش داشته‌اند، و آنان همانا شخصیت‌های فرهیخته‌ی مصری و ازهری هستند که این سند را ترتیب داده‌اند و در رأس همه‌ی‌ ایشان نخست امام اکبر دکتور احمد الطیب شیخ ازهر که مبتکر این سند بوده است، و دیگری دکتور صلاح فضل، ادیب بزرگی که در ساختار این سند نقشی اساسی داشته است، و جالب است که هردوی شان هم آموزش ازهر و گرایش ازهری دارند و هم آموزش عصری در اروپا.. یعنی با فرهنگ و سنت‌های دیموکراتیک غربی آشنا هستند.. دکتور طیب فرزند صعید (در جنوب) مصر است که هم در انستیتوت‌های ازهر و در پوهنتون آن درس خوانده است و هم در فرانسه و از پوهنتون سوربون دکتورا گرفته است، و دکتور صلاح فضل، از شمال مصر است و او هم آموزش عام ازهری را فراگرفته، (هرچند تحصیلات عالی‌اش را در پوهنحی دارالعلوم، رقیب دیرینه‌ی پوهنحی‌های ازهر! گذرانده است) و همچنان در اسپانیا تحصیل نموده و دکتورایش از پوهنتون مادرید است.

در این صورت عجیب نیست که این ذهنیت‌های باز و روشن همراه با دیگر کسانی که نام شان در آن سند آمده است، متوجه اهمیت بازآفرینی جایگاه علمی‌ و معنوی ازهر باشند تا خلأی را در عرصه‌ی دعوت اسلامی‌پر کند.. خلأی که نیروهای فراوان دیگری کوشش کردند آن را پر بسازند، و در عین زمان این مجموعه کوشش کرده‌اند دیدگاه ازهر را در زمینه‌ی سیاست و حکومت در جهان اسلام عرضه نماید، نه به این عنوان که ازهر به سلطه‌یی دینی تبدیل شود، چنانکه استاد صلاح عیسی اظهار بیم کرده بود و بیم وی بجا هم هست، بلکه به این عنوان که نگذارد هیچ نیرو یا جماعت اسلامی‌سلطه‌یی سیاسی بنام دین را از آن خود بسازد.

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all