استراتیژی آمریکا در شرق میانه -  ترجمه -  محمد محق - نهاد اجتماعی طلیعه

استراتژی امریکا در شرق میانه

747 بار مشاهده شده

نوشته: ویلیام بیرنز
ترجمه: محمد محـق

آنچه در زیر می خوانید ترجمه‌ی مقاله‌یی است که به قلم ویلیام بیرنز، معاون وزارت خارجه‌ی امریکا در امور سیاسی در این باره نگاشته شده و در تاریخ (9 حمل 1390) در روزنامه‌ی عربی‌زبان «الحیاة» چاپ لندن زیر عنوان «استراتژی امریکا در شرق میانه‌ی جدید» به نشر رسیده است:

کمتر از سه ماه قبل، یک فروشنده‌ی دوره‎گرد تونسی، که به نا امیدی دچار شده و از اهانت‎های پی‎هم و ناکامی‎های متعدد به تنگ آمده بود، خودش را آتش‎زد و با این کار شراره‎ی انقلابی را بر افروخت که آتش‎اش هنوز هم منطقه را در می‎نوردد. این‌کارِ منحصر به فردی که مصیبت و عظمت را در خود یکجا ساخته است، منطقه‌ی خاور میانه را به مرحله‌یی از تحول عمیق به پیش راند، که از اهمیت همسان با تحولات سال 1989 اروپا و کشورهای ارو-آسیایی برخوردار است.

این لحظه‌ی تاریخی، برای مردم و جوامعی که همیشه از آزادی و کرامت و فرصت‌های خوب محروم بوده‌اند، لحظه‌یی به تمام معنی سرنوشت‌ساز است. این لحظه، لحظه‌یی است که زمینه‌یی در برابر سیاست امریکا فراهم آورده تا با استفاده از آن بتواند جنبش مسالمت‌آمیز برخاسته از خود منطقه را که ریشه در هیچ ایدئولوژی ندارد و از میدان تحریر سرچشمه گرفته است، به پیش براند.. فرصتی است برای تبری جستن شدید از زبان ناروای القاعده که می‌پندارد خشونت و تندروی را تنها وسایل ایجاد تغییر می‌پندارد.

اما همزمان، لحظه‌ی مخاطره‌یی بزرگ نیز هست، به ویژه اینکه موفقیت فرایند انتقالی لزوماً به شکل خودجوش و یا با محتوای از پیش تعیین‌شده‌یی نیست، و کمک به موفقیت این فرایند، به نوبه‌ی خود چالش مهمی نسبت به سیاست خارجی امریکا است مانند هر چالش دیگری که از پایان جنگ سرد با آن روبرو شده‌ایم.

من فکر می‌کنم نقطه‌ی آغازین در سیاست حکیمانه‌ی امریکا این است که فهم روشنی از محور بازی و از دایره‌ی مانورهای ممکن در شرق میانه‌ی امروز داشته باشد، با درک اینکه انقلاب‌های به راه افتاده در تونس و قاهره ارتباطی با ایالات متحده ندارد، بلکه دستاورد ملت‌های دلیر، سربلند و مصمم جوامع عربی است که می‌خواهند به حکومتی بهتر و فرصت‌های اقتصادی بیشتری دست یابند، و شکافی را که میان حکام و مردم به وجود آمده بود و این نظام‌ها را به منبع سرکوب برای بسیاری کسان تبدیل کرده بود، از میان بردارند. این انقلاب‌ها با ارزش‌های جهان‌شمول پیوند دارند، ارزش‌هایی که رئیس اوباما دو سال قبل در قاهره از آنها سخن گفت و بر حق تجمع مسالمت‌آمیز و آزادی بیان و حق تعیین سرنوشت، تاکید کرد.

برداشت قوی من از یک ماه قبل که میدان تحریر را از نزدیک دیدم و با قیادت‌های جوان روبرو شدم این احساس چشمگیر به توانایی مردم از طریق انقلاب ارتباطات بود که دست حکومت را از احتکار قدیم معلومات کوتاه ساخته است و آگاهی مردم را در باره‌ی اینکه جوامع دیگر چه دارند و آنان چه ندارند، تقویت بخشیده است، و در نتیجه در فرایند بسیج‌سازی بدون دو عامل قیادت مرکزی یا سازمان‌های سیاسی سنتی، سهم داشته است.

اگر انرژی ملت‌های منطقه و انگیزه‌های ایشان که در این بیداری عربی نهفته است، عامل اصلی موفقیت آنها است، اما همچنان تاکیدی است بر اینکه استقرار یک پدیده‌ی پایدار نیست، به ویژه اینکه سازمان‌های سیاسی و رهبری‌هایی که به خواسته‌های مشروع ملت‌های خود پاسخ مثبت نمی‌دهند، متزلزل‌تر اند ، نه استوار تر. فشارهای مردمی برای دست‌یافتن به ارزش‌های جهان‌شمول در جوامع مختلف، شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرند، اما هیچیک از این جوامع در برابر آنها مصئونیت ندارد، و نظام‌های سیاسی به دوچرخه‌های بادی می‌مانند که اگر حرکت نکنند باید بیفتند.

تصوری که برای مدت‌های طولانی بر ذهنیت بسیاری از رهبران عرب سیطره داشت این بود که دو گزینه بیش نیست یا حاکمان مستبدی که می‌شناسید و یا اسلام‌گرایان تندروی که از آنها می‌ترسید، و همین تصور بود که زمینه را به منطقِ بستن دریچه‌های عملی سیاست مساعد ساخت و از توسعه‌ی عرصه‌ی مشارکت جلوگیری کرد، و همان بود که در پایان به شعله‌ور شدن فتیله‌ی انقلاب در میدان تحریر انجامید.

حقیقتی که در این زمینه باید بدان اعتراف کرد این است که اکثریت ما، اگر نگوییم همه‌ی ما، که در سیاست شرق میانه‌یی امریکا در دهه‌های اخیر، سهمی داشته ایم، قربانی همین تصور شده بودیم، و ما گدازه‌هایی را که در منطقه در حال تراکم بود دیدیم و وضعیت انفجار آلودی را که نظام‌های بسته وفساد و نفرت و برخوردهای اهانت‌آمیز به جود آورده بود، مشاهده کردیم، چیزی که در گزارش‌های انکشاف بشری عرب به شکل موثق وجود دارد، و کوشیدیم که رهبران منطقه را به این نگرانی‌ها متوجه بسازیم، ولی ما تلاش کافی به کار نبردیم، به این دلیل، فکر می‌کنم بهتر است در آستانه‌ی ورود به این عصر جدید، به نوعی تواضع تن بدهیم.

پاسخ صریح این است که هرچه ایالات متحده در بلند مدت به حمایت از ظهور حکومت‌هایی با شفافیت و پاسخگویی بیشتر اهمیت بدهد، به همان پیمانه در پایان راه، شرکایی قوی‌تر و استوارتر خواهد داشت. البته در کوتاه مدت، با پیچیدگی‌ها و عدم استقراری روبرو خواهد بود. همانند فرایند انتقال به دموکراسی در دیگر نقاط جهان، این خطر وجود دارد که به شکل استبدادی از میزان نفقات کاسته شود، به ویژه اگر رکود اقتصادی دوام کند و رهبران جدیداً انتخاب‌شده بخواهند بهبود عملی در زندگی روزانه‌ی مردم به وجود آورند. فرایند انتقال موفقیت‌آمیز بسی فراتر از مسأله‌ی برگزاری انتخابات است، چراکه بنای نهادها یک امر ضروری  است همانگونه که حسابدهی، سنجشگری و رسانه‌های آزاد برای طرح پرسش‌های مردم، اهمیت خود را دارد.

به مرور ابعاد و نقاط ضعف بیشتری نمایان خواهد شد که ممکن است مورد سو استفاده قرار گیرد، چه رسد به تندروان نامتمدنی که آمادگی دارند از این وضعیت سود ببرند، و نیز تسویه حساب‌های سختی نسبت به تصمیم‌سازان سیاست امریکا در راه خواهد بود، آنگاه که حکومت‌های منتخب مردم احیاناً سیاست‌هایی مخالف با امریکا در مقایسه با حکومت‌های مستبد پیشین، در پیش بگیرند، و نتایج ناگواری که احیاناً بر انتخابات مرتب خواهد گردید.

در حقیقت، من دلایل زیادی برای خوشبینی در باره‌ی تحولات اخیر منطقه دارم. من ساده‌لوح نیستم و تجربه‌ی کاری‌ام که در شرق میانه به سه دهه می‌رسد، اجازه نمی‌دهد توهم‌گرا باشم، اما می‌دانم که ما می‌توانیم فرصت‌های عملی موجود در برابرمان را به صورت اشتباه تفسیر نکنیم، به شرطی که استراتژی مطالعه‌شده و تا حد زیاد همه‌جانبه‌یی داشته باشیم.

من به این باور هستم که عنصر اساسی برای استراتژی موفق در این نهفته است که ایالات متحده قضیه‌ی مشترکی را با ملت‌ها و حکام منطقه –ونیز با شرکای خارجی خود- ایجاد کند تا اجندای واضح و مثبتی پی گرفته شود، و باید این اجندا با اجندای منفی مورد نظر تندروان که به خشونت دست می‌زنند به مقایسه گرفته شود، تندروانی که بیشترین توانایی شان در نشان‌دادن این است که با چه چیزی ضدیت دارند، نه در اینکه با چه چیزی همنوایی دارند، و آنچه را که می‌خواهند ویران کنند بهتر می‌شناسند تا آنچه را که می‌خواهند آباد کنند.

به استثنای منافع واضح مان در زمینه‌ی پیشرفت در عرصه‌ی انرژی و رهبری جهان از طریق ایده‌آل‌های دموکراتیک مان، این اجندای مورد نظر  حد اقل چهار  عنصر اساسی را می‌طلبد:

عنصر اول عبارت است از پشتیبانی از تغییرات دموکراتیک مسالمت‌آمیز، زیرا در کشورهایی که گام‌های قاطعی برای انتقال از نظام‌های قدیمی به سوی دموکراسی برداشته می‌شود، در فرایند انتقالی با ثبات، ما نقش مهمی به عهده خواهیم داشت. وزیر خارجه، هیلاری کلینتون در سفرش به قاهره بر تعهدمان به موفقیت مصر تاکید کرد و بر تاثیرات پراهمیتی که تجربه‌ی مصر در دیگر کشورهای منطقه داشته است، چنانکه به تونس نیز تاکید کرد که هیچکس فراموش نخواهد کرد که موج این تغییرات از کجا به راه افتاد.

در کشورهایی که اعتراضات به راه افتاده اما تغییری حتمی رخ نداده است مانند بحرین، ما به اجرای اصلاحات سیاسی بنیادی و گفتگوی مسالمت‌آمیز و عاجل میان حکومت‌ها و رهبران معترضین تشویق می‌کنیم. اما در کشورهایی که می‌کوشند از موج اعتراضات مردمی خود را به نحوی کنار بکشند، مانند اردن و مغرب، ما بر اهمیت تعامل جدی با اصلاحات در وقت کنونی به عنوان راهی مثبت برای مشارکت‌دادن شهروندان و جلوگیری از بروز درگیری‌های حاد در آینده، تاکید خواهیم کرد و این موضع مان را ادامه خواهیم داد. اما در ارتباط با قضیه‌ی دردناک و خشونت‌بار لیبیا، ما همراه با شرکای بین‌المللی مان می‌کوشیم از مردم ملکی لیبیا در برابر تجاوزگری‌های نظام، از طریق اجرای فیصله‌ی شماره 1973 شورای امنیت ملل متحد، حمایت کنیم، قطعنامه‌یی که به موجب آن، اتحادیه‌ی عرب در گامی بی‌سابقه، خواهان تطبیق ممنوعیت پرواز گردید، و جدا از عملیات نظامی مشخصی که در راستای قطعنامه‌ی 1973 اجرا می‌گردد، ما و شرکای بین المللی مان در خانواده‌ی جهانی، وسایل اضافی دیگری برای افزایش انزوای بین المللی نظام قذافی داریم.

عنصر دوم، با عنصر نخست ارتباط مستحکمی دارد، و عبارت است از حمایت از نوسازی و مدرنیزاسیون اقتصادی، و این در کوتاه مدت یعنی کمک مصر و تونس مثلاً به عبور از دشواری‌های فراوانی که زاده‌ی اضطراب‌های سیاسی و فلج‌شدن عرصه‌ی سیاحت به شکل موقت است. اما این همچنان به این معنی است که باید به شکل جرئت‌مندانه و بلندپروازانه به چگونگی پشتیبانی مان از یک مدرنیزاسیون حقیقی بلند مدت، بینیدیشیم، و خانم کلینتون اعلان کرد که موسسه‌ی سرمایه‌گذاری خصوصی ماورای بحار (اوپیک) در حدود دو ملیارد دالر برای تشویق و به کار اندازی سرمایه گذاری سکتور خصوصی در خاور میانه و شمال افریقا، کمک خواهد کرد.

این هم بسیار مهم است که ایجاد اقداماتی برای آزادسازی تجارت در کشورهای عربی که مرحله‌ی انتقالی را می‌گذرانند، از نظر نیندازیم، و راه‌حل بهتر برای این کار این خواهد بود که با اتحادیه‌ی اروپا همکاری نماییم، و در همین راستا، می‌توانیم تجارت و همکاری متقابل را در داخل یک منطقه که در هر دو زمینه رنج می‌برد، تشویق نماییم، و می‌توانیم شغل‌هایی در سکتور خصوصی ایجاد کنیم که به آن نیاز مبرم دارد، تا با رشد نفوس و بالا رفتن سقف توقعات، همگام باشد، همچنانکه می‌توانیم منافع و فرصت‌هایی را که رشد اقتصادی در گوشه و کنار جوامع عربی وجود دارد، پخش کنیم، بجای اینکه بر حلقه‌ی محدودی در رأس هرم خلاصه شود.

موفقیت فرایندهای انتقالی سیاسی، نتایج اقتصادی و عملی را می‌طلبد تا احساس امیدواری به اقتصاد را تولید کند. واضح است که اکثر این امور بستگی به خود کشورهای عربی دارد، چرا که باید موقعیت خود را بهبود ببخشند تا توانایی رقابت در بازارهای جهانی را که به کسی دل نمی‌سوزاند، پیدا نمایند، اما اقدامات ما در جهت انجام هر گونه مساعدتی، عمیقاً در چارچوب منافع خودمان است.

عنصر سوم در ضمن اجندای مثبت امریکا برای شرق میانه مبتنی است به تجدید تلاش‌ها به هدف دست‌یابی به صلحی فراگیر میان عرب‌ها و اسرائیلی‌ها. زیرا وضعیت کنونی میان دو طرف قابل دوام نیست، دقیقاً بسان نظام‌های سیاسی متحجری که یکی پس از دیگری در ماه‌های اخیر سقوط کرده‌اند، و ممکن نیست که وجود اسرائیل به عنوان دولت یهودی دموکراتیک یا آرزوهای مشروع فلسطینیان، ضمانتی داشته باشد مگر اینکه به راه‌حل دو دولت تن بدهند، چیزی که بر آن گفتگو نیز شده است، و بدیهی است که گرفتن تصامیم دشوار و ضروری برای پیاده‌کردن صلح تنها به اراده‌ی دو طرف بستگی دارد، با اشاره به اینکه به جز قیادت فعال امریکا هیچ جایگزین دیگری هم نیست.

عنصر چهارم مربوط می‌شود به نقش دوامدار ما در ضمانت امنیت منطقه‌یی- به لحاظ تقویت روابط با کشورهای همکاری خلیج و مبارزه با تروریسم و جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح‌های اتمی و ممانعت از به راه افتادن مسابقه‌ی تسلیحاتی منطقه‌یی فاجعه‌بار، چه رسد به چشم‌پوشی نکردن از فرایند انتقالی سرنوشت‌ساز در عراق، و بازگردانیدن مجدد این کشور به آغوش جهان عرب. باید ما نگرش روشن خود را در زمینه‌ی تاکید بر مقابله با خطری که رفتار دولت ایران در پی دارد، حفظ کنیم و همچنان از آرمان شهروندان ایرانی برای دست‌یابی به آزادی و کرامت، پشتیبانی نماییم. حقیقت نهفته در تهدیدات تهران این است که هیچ کشور دیگری در منطقه نیست که چنین گسست و فاصله‌یی میان حکومت و مردم را تجربه نماید، از آن گونه که در ایران می‌بینیم، و اوج ریاکاری رهبران ایران را در این می‌بینیم که از تحولات دموکراتیک در کشورهای عربی به گرمی استقبال می‌کنند اما مردم خود را مرتب از آن محروم نگاه می‌دارند.

این لحظه، از لحظاتی است که به ندرت در تاریخ تحولات جامعه‌ی انسانی پیش می‌آید، لحظه‌یی که فرصت‌های تاریخ رو به فزونی می‌گذارد و همزمان موانع سهمگینی نیز سر بر می‌آورد هم برای مردمان شرق میانه و هم برای ایالات متحده، لحظه‌یی که توجه و توان ما را به خود معطوف می‌دارد و می‌طلبد که بیشترین حد ممکن از ابتکار  و خلاقیت را همراه با شرکای مان در سطح جهان نشان بدهیم.

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all