عبدالکبیر-صالحی

فرایند قدسی‌سازی حمله‌ی انتحاری

986 بار مشاهده شده

1) یک چالش معرفتی
یکی از چالش‌های عمده‌ی فراروی شکل‌گیری الهیات حمله‌ی انتحاری این است که؛ دین انتحار را به عنوان پدیده‌‌ی ضد اخلاق مورد نکوهش قرار داده است و در مورد آن چنین حکم کرده است:

الف) انتحار نکوهیده‌ترین گناه کبیره است!
انتحار در ادبیات دینی، امری است به غایت مذموم که دانشمندان مسلمان آن را نکوهیده‌تر از کشتنِ غیر می‌دانند (1) و با استناد به آیه‌ی «وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِیمًا * وَمَن یفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ یسِیرًا» (2) آن‌را قبیح‌ترین گناه کبیره قلمداد می‌کنند. (3)

ب) نماز بر جنازه‌ی کسی که خودکشی میکند جایز نیست!
شماری از فقیهان خودکشی را به حدی مذموم و ناپسند می‌شمارند که ادای نماز بر جنازه‌ی کسی را که مرتکب انتحار می‌شود ناروا می‌پندارند. (4) آنان در این زمینه به حدیثی از پیامبر استناد می‌کنند. در این حدیث گزارش شده است که باری پیامبر بر جنازه‌ی شخصی که خودش را با تیر به قتل رسانیده بود نماز نخواند. (5)

ج) کسی که خودکشی می‌کند از ورود به بهشت محروم است!
در حدیثی از پیامبر گزارش شده است که فرمود: «هر کس خودش را از کوهی پرت کرده و بکشد، همیشه، به صورت استمرار در جهنم پرت می‌شو و تا ابد در آن باقی می‌ماند، هر کس با خوردن سم خودکشی کند، وارد جهنم می‌شود در حالی که سم را در دست گرفته و آن‌را می‌خورد و تا ابد در آتش جهنم به همین عذاب گرفتار می‌ماند و هر کس با آهنی خودش را بکشد، روز قیامت آن آهن را در آتش جهنم به شکمش فرو می‌برد، و در آنجا تا ابد باقی می‌ماند.» (6)
در حدیث دیگری از پیامبر چنین گزارش کرده‌اند: «كسی كه به وسیله‌ی چیزی خودكشی كند، در روز قیامت به وسیله‌ی همان چیز عذاب خواهد شد.» (7) همچنین از او روایت شده است: «میان انسان‌های پیش از شما، مردی جراحتی برداشت و از شدّت بی‌تابی كاردی برداشت و با آن دست‌اش را قطع كرد و از شدّت خون‌ریزی مُرد، پس خداوند فرمود: بنده‌ام در گرفتن جان خود بر من پیشی گرفت؛ هر آئینه بهشت را بر او حرام كردم.» (8)

36297_4767903924336_937126617_n

2) شگرد بنیادگرایان در مواجهه با این چالش!
گزاره‌های دینیِ فوق بنیادگرایان را در وضعیت دشواری قرار می‌دهد و میان جهانِ واقع و دنیای ذهنیِ شان تعارض ایجاد می‌کند. آنان از یک‌سوی در دنیای ذهنیِ شان به این گزاره که «انتحار در نظر شرع قبیح‌ترین گناه کبیره است» باور دارند و از سویی دیگر به تجربه دریافته‌اند که حمله‌ی انتحاری در عالم واقع بهترین جنگ‌افزاری است که «مستضعفان می‌توانند از آن برای درهم‌کوبیدنِ زورگوییِ زورمندان و مستکبران بهره ببرند.» (9)

بنیادگرایان برای رفع این تعارض که میان جهان واقع و جهان ذهنیِ شان وجود دارد و نیز به منظور پوشیدن خلعتِ مشروعیت بر قامتِ حمله‌ی انتحاری به تلوین و دگرنُمایی واقعیت می‌پردازند و اظهار می‌دارند که این عملیات با خودکشی تفاوت ماهوی دارد. آنان برای اینکه ناگانگیِ ماهیت حمله‌ی انتحاری و انتحار را برجسته سازند، آن را «عملیات شهادت‌طلبانه» می‌خوانند. دکتر یوسف قرضاوی در این زمینه چنین می‌نگارد:
«نامگذاری این عملیات به نام انتحاری یک نامگذاری نادرست و گمراه‌کننده است. این نوع عملیات، عملیاتی فداکارانه، قهرمانانه و استشهادی است. این نوع عملیات هیچ سنخیتی با انتحار ندارد و و انجام‌دهنده‌ی آن هم منتحر (خودکشی‌کننده) به شمار نمی‌آید؛ زیرا منتحر به خاطر خودش به خودکشی دست می‌یازد ولی مجری عملیات شهادت‌طلبانه خود را فدای دین و امتش می‌سازد. شخص منتحر از خود و رحمت خدا نا امید است؛ حال آنکه انسان مجاهد با تمام وجود به رحمت خدا دل می‌بندد. منتحر برای رهیدن از دردها و رنج‌هایش دست به خودکشی می‌زند؛ در حالی که انسان مجاهد با این سلاح جدید (عملیات شهادت‌طلبانه) در برابر دشمن خدا و دشمن خودش مبارزه می‌کند. . . آنها در حقیقت شهیدانی هستند که جانهای خود را با طیب خاطر در راه خدا فدا می‌کنند.» (10)

آیت الله گرامی نیز با تکیه بر هدف و انگیزه‌ی این عملیات، به ماهیت متفاوت آن اشاره می‌کند:

«خودکشی معنای عام دارد، لیکن وقتی به هدف اعلای دفاع و جهاد انجام می‌شود حالت تقدس پیدا می‌کند و عنوان استشهاد به خود می‌گیرد و موجب انصراف ادله‌ی حرمت قتلِ نفس از آن می‌گردد.»

نکته‌ی درخور توجه این است که بنیادگرایان با اذعان بر قباحت و شناعت انتحار، از اطلاق حمله‌ی انتحاری بر این عملیات خودداری می‌ورزند و برای اسکات منتقدان آن را «عملیات شهادت‌طلبانه» می‌خوانند. این مفهوم‌سازی (conceptualization) نشان از زیرکیِ متولیان الهیات حمله‌ی انتحاری دارد. آنان در راستای برساختن این مفهوم از اصطلاح قرآنیِ «شهادت» که در سنت اسلامی بار ارزشیِ فوق‌العاده والایی دارد، مایه می‌گذارند و بدینگونه مسیر دشوار استدلال به نفع حمله‌ی انتحاری را فراروی خود هموار می‌سازند؛ زیرا شهادت در سنت اسلامی مشروعیت خود را مستقیماً از گزارهای بنیادین دینی می‌گیرد و به هیچ‌رو برای توجیه خود به استدلال‌های خردپسندانه متوسل نمی‌گردد. در واقع گزافه‌گویی نخواهد بود اگر مدعی شویم این مفهوم‌سازی مغالطه‌آمیز بستر اپستمولوژیک الهیات حمله‌ی انتحاری را در قلمرو اسلام معاصر فراهم ساخته است. این نظام الهیاتی از زِهدان این مفهوم‌سازی سر برآورده است و بر ارکان اپستمولوژی قرآنی تکیه زده است و بدینگونه موقعیت خود را به عنوان یک امر «چون و چراناپذیر و بی‌نیاز از استدلال» تثبیت کرده است.

نکته‌ی دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که بنیادگرایان نمی‌گویند حمله‌ی انتحاری مباح است. آنان می‌دانند که مباح خواندنِ حمله‌ی انتحاری انگیزه‌آفرین نیست؛ زیرا اباحت در ادبیات فقهی مدلولی خنثا دارد و حاویِ هیچ بار مثبت و منفی نمی‌باشد؛ یعنی وقتی امری در فرهنگ دینی مباح قلمداد می‌شود دلالتِ آن این است که انسان «بین انجام و عدم انجام آن مخیر است» (11) بنابراین بنیادگرایان بجای مباح‌خواندنِ حمله‌ی انتحاری آن را استشهاد شهادت‌طلبی) می‌خوانند. اطلاق استشهاد بر حمله‌ی انتحاری از لحاظ معناشناختی مدلولی فراتر از مشروعیت و اباحت را احتوا می‌کند و ارزش این کار را تا فرازنای سپهر قدسیت فرا می‌برد. کسی که مرتکب حمله‌ی انتحاری می‌شود با الهام‌گرفتن از کلمه‌ی استشهاد می‌پندارد در حال انجام دادنِ عملی مقدس است. گمان می‌کند با ارتکاب این عمل شهید می‌شود و «بدون هیچگونه درد و رنجی از این دنیای دون، رخت بر می‌بندد» (12) و «همراه هفتاد تن از نزدیکان و خویشاوندان خود» (13) وارد بهشت می‌شود. او باوری قاطع دارد که اگر به شهادت نایل آید، ضمن اینکه «تمام گناهانش بخشیده می‌شود»، (14) «در بهشت از کاخی زیبا (15) و هفتاد و دو حورُالعِینِ دل‌ربا نیز برخوردار می‌گردد.» (16) این باور، آتش فراق و اشتیاق را در ذهن و ضمیر او شعله‌ور می‌سازد و برای اینکه هر چه سریع‌تر از زندانِ این فراق سوزناک بیرون بتازد و کام جان را با شهد وصل شیرین سازد، به حمله‌ی انتحاری دست می‌یازد.

…………………………………………….
حواشی و پاورقی:

1) بنگرید به: ابن تیمیه، مجموع‌الفتاوی، ج 15 ص 126 و ابن عابدین، الدرالختار، ج2 ص 229.
2) نساء، 29 و 30

3) رجوع کنید به لینک: http://www.binbaz.org.sa/mat/11917
4) از میان فقیهان، اوزاعی، ابن شهاب و ابویوسف چنین نظری دارند. اکثریت فقیهان، اما، میگویند منتحر بسان سایر مردگان مسلمان است و نماز بر وی روا میباشد. در این زمینه بنگرید به: ابوالولید بن رشد القرطبی، البیان والتحصیل، ج2، ص 240، ابن قدامه، المغنی،ج3، ص 504، ابن عابدین، حاشیة رد المحتار، ج 2، ص 211.

5) در صحیح مسلم حدیث شماره 978 چنین گزارش شده است: «أتی النبی – صلى الله علیه وسلم – برجل قتل نفسه بمشاقص، فلم یصل علیه».

6) بنگرید به صحیح‌‍‌البخاری. متن این حدیث چنین است: «مَنْ تَرَدَّى مِنْ جَبَلٍ، فَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَهُوَ فِى نَارِ جَهَنَّمَ، یتَرَدَّى فِیهِ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِیهَا أَبَدًا، وَمَنْ تَحَسَّى سُمًّا، فَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَسُمُّهُ فِى یدِهِ یتَحَسَّاهُ فِى نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِیهَا أَبَدًا، وَمَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِحَدِیدَةٍ، فَحَدِیدَتُهُ فِى یدِهِ، یجَأُ بِهَا فِى بَطْنِهِ فِى نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِیهَا أَبَدًا.»

7) بنگرید به: صحیح المسلم. متن حدیث چنین است: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِشَیء عُذِّبَ بِهِ یوْمَ الْقِیامةِ».

8) بنگرید به: صحیح البخاری. «كَانَ فِیمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ بِهِ جُرْحٌ فَجَزِعَ فَأَخَذَ سِكِّینًا فَحَزَّ بِهَا یدَهُ فَمَا رَقَأَ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى بَادَرَنِی عَبْدِی بِنَفْسِهِ حَرَّمْتُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ.»

9) بنگرید به فتوای قرضاوی در این لینک: http://www.palestine-info.info/arabic/fatawa/alamaliyat/qaradawi.htm

10) همان

11) بنگرید به: وهبه الزحیلی، اصول الفقه الاسلامی، ج1، ص 45.

12) اشاره است به حدیثی است از پیامبر که میفرماید: «مَا یجِدُ الشَّهِیدُ مِنْ مَسِّ القَتْلِ إِلا كَمَا یجِدُ أَحَدُكُمْ مِنْ مَسِّ القَرْصَةِ» (شهید در حین به قتل رسیدن هیچ دردی احساس نمیکند مگر به پیمانه یک نیشگون.) این حدیث در سنن نسائی (ش 3161)، سنن ترمذی ( ش 1668) و سنن ابن ماجه ( ش 2802) گزارش شده است.

13) اشاره است به حدیث مشهوری از پیامبر که میفرماید ( . . . شهید هفتاد تن از اقارب خود را شفاعت میکند.) این حدیث در سنن ترمذی (ش 1663) و سنن ابن ماجه (2799) روایت شده است.

14) اشاره به حدیثی از پیامبر که میفرماید: «تمام گناهان شهید بخشیده میشود مگر دَین». صحیح مسلم حدیث ش (1885).

15) اشاره به حدیث ش (2791) در صحیح البخاری.

16) اشاره به حدیثی از پیامبر که میفرماید: « . . . شهید با هفتاد و دو حورُالعینِ بهشتی ازدواج میکند». این حدیث در سنن ترمذی (ش 1663) و سنن ابن ماجه (ش2799) روایت شده است.

نویسند: عبدالکبیر صالحی

 

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all