31489210617jh4125171219319222924623252236213

پیامبر اخلاق و پیروان بیگانه با اخلاق

802 بار مشاهده شده

محمد محق

برای ما بهترین منبع شناخت پیامبر اسلام (ص) قرآن مجید است، زیرا این، تنها منبع «قطعی‌الثبوت» برای مومنان است. روایات مذهبی، داستان‌های تاریخی، و اسطوره‌های عامیانه، دارای اعتبار علمی کافی نیستند تا تصویری واقعی از آن حضرت به ما بدهند.

قرآن در معرفی پیامبر اسلام، نه بر معجزات و خرق عادات از سوی وی تاکید می‌کند، نه بر دانش بیحد و حصر، نه بر هنر سخنوری و نویسندگی، نه بر قدرت و مکنت چشمگیر، نه بر پیروزی‌ها و کشورگشایی‌ها، و نه بر سایر اموری که ذهنیت‌های اسطوره‌پسند می‌سازند و به شرح و بسطش می‌پردازند.

برای معرفی شخصیت پیامبر اسلام، تاکید عمده‌ی قرآن بر اخلاق و منش فضیلت‌محور اوست. می‌گوید: «و إنک لعلی خلق عظیم»… «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»… «و لقد جاءکم رسول من أنفسکم، عزیز علیه ما عنتم، حریص علیکم، بالمؤمنین رئوف رحیم».. «و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمین»…

او نیز وقتی خود جوهره‌ی رسالت و هدف نهایی از بعثتش را بیان می‌کند به عبارتی بسیار رسا می‌گوید: «إنما بعثت لأتمم مکارم الأخلاق..» و طبق قواعد زبان عربی، کلمه‌ی «إنما» حرف انحصار است، یعنی هیچ هدف دیگری در بعثت من بسان به پایه‌ی کمال‌رساندن اخلاق شایسته، اهمیت نداشته است.

اخلاق در اینجا عنایت نشان‌دادن به انسان‌ها است.. ترحم بر کودکان است.. دستگیری از مستمندان است.. خبرگیری از بیوه‌زنان است.. از میان‌برداشتن تبعیض است.. کاشتن بذر مهربانی در دل‌ها و جان‌ها است.. پاک‌کردن قلب از بدخواهی و بداندیشی است.. و صد ها امر ریز و درشت دیگر که در ضمن فضایل اخلاق دسته‌بندی می‌شوند..

توقع می‌رفت که با شکوفایی تمدن اسلامی در سده‌های میانه، علم اخلاق و فلسفه‌ی اخلاق نیز به عنوان مهمترین دانش و بالاترین فرهنگ در میان مسلمانان به شکوفایی می‌رسید. اگر چه در دوره‌هایی از تاریخ مسلمانان، برخی از فضایل اخلاقی مانند مدارا، خیرخواهی، ترحم و.. شکوفایی بیشتری در مقایسه با دیگر جوامع معاصر شان داشته است، اما این امر تحت‌الشعاع معیشت فقهی ظاهر نگر قرار گرفت، و اخلاق هیچگاه نتوانست جایگاهی را از آن خود بسازد که فقه و دینداری مناسکی-ظاهرگرا حاصل کرد.

در سده‌های اخیر، با افول تمدن اسلامی، اخلاق به پایین‌ترین درجه سقوط نمود و جوامع مسلمان‌نشین آشوبکده‌یی از بی‌اخلاقی و انباشت رذایل شدند. بسیاری از مسلمانان تعریف روشنی از اخلاق، جز امور متعلق به بعد جنسی و محدودیت برای زنان، نداشتند و هنوز ندارند. بسیاری از کسانی که برای اصلاح وضعیت مسلمانان پیشگام شدند، متاسفانه نتوانستند تئوری‌های جامعی برای بهبود وضعیت اخلاقی مسلمانان ارائه کنند، و به کلی‌گویی‌های مبهم در باره‌ی اهمیت اخلاق بسنده کردند، و یا احیای دینداری مناسکی را، که ربطی به اخلاق ندارد، به جای فضایل اخلاقی تبلیغ و ترویج کردند.

نتیجه آن شد که اینک می‌بینیم.. امتی که خود را به پیامبر اخلاق و فضیلت منسوب می‌کند، بیشترین میزان گریز از اخلاق و بالاترین پیمانه‌ی زیر پا نمودن فضایل را در کارنامه‌ی امروزین خود دارد. این‌را می‌توان از ساده‌ترین امور روزانه مانند مراعات نوبت در خیابان گرفته تا بالاترین امور اخلاقی که بها دادن به کرامت و شرف آدمی است، مشاهده کرد.
به همین علت است که گروه‌هایی در جهان اسلام به نام دین ظهور می‌کنند، که خود مظهر فجیع‌ترین اعمال ضد اخلاقی هستند، و حکومت‌هایی در این قرن به نام این دین روی کار آمدند که سیاه‌ترین کارنامه‌ی غیر اخلاقی را، بعد از حکومت‌های نازی و استالینی، به نام خود در تاریخ ثبت کرده‌اند.

به جای اینکه جوامع ما تجلیگاه تسامح، عفو، بزرگ‌منشی، اخوت، رحمت، ایثار، و سایر فضایل لازم برای یک جامعه‌ی سالم انسانی باشند، بیشترین میزان دروغ‌گویی، دورویی، ریاکاری، تظاهر، قانون شکنی، تعرض به حریم خصوصی دیگران، تعصب، تنگ‌نظری، سخت‌گیری، حق تلفی، ظلم، استبداد، خرافه، بدبینی، سوء ظن، قضاوت‌های ناروا، کینه‌توزی، عجب، و سایر رذایل مهلک و ویرانگر را در خود جای داده اند.

دردناکتر اینکه عده‌یی می‌کوشند برای جبران این وضعیت یا پنهان‌کردن چهره‌ی خوفناک آن، به ترویج دینداری‌های مناسکی-نمایشی روی بیاورند، که گویا هر چه از اخلاق کم آوردند می‌توانند با آراستن نمایشی خود به مظاهر دینی جبرانش کنند.. گمان می‌کنند که وقتی دین دارند نیازی به اخلاق نیست..

با این وضعیت، تنها می‌توان گریست.. می‌توان نوحه سر داد و ماتم گرفت بابت دینی که توانست انسان‌های عداوت‌پیشه را برادر یکدیگر کند، و به مردمانی خشن و درشت‌خوی درس عطوفت و مهربانی بدهد، اما اینک به نام آن در گوشه و کنار خون آدمی می‌ریزد و آبروی انسانی بر باد می‌رود و خانه و زندگی هزاران انسان بی‌گناه به خاک و خاکستر کشیده می‌شود. نمی‌دانم انتساب ما با این وضعیت به چنان پیامبری، جز لگد زدن به حیثیت دین او و بر باد دادن نام آیین او چه پیامد دیگری می‌تواند داشته باشد؟ سالها است این شعر مرحوم اقبال لاهوری را خوانده و بارها با خود زمزمه کرده‌ام که:

چون نداری از محمد رنگ و بو
با درود خود میالا نام او

گرفته شده از صفحه‌ی فیس‌بوک محمد محق

نظرات

نظر (به وسیله‌ی فیس بوک)

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all

دکتر کریم سروش، جهاد و خشونت

اندیشه‌ی دینی در افغانستان

خدا، ذهن، ادبیات

طالبان کیستند؟

> View all